داستانهای محمدرضا

انتظار !!!

روزي که دلم پيش دلت بود گرو

دستان مرا سخت فشردي که نرو

روزي که دلت به ديگري مايل شد

کفشان مرا جفت نمودي که برو

 

 

 

تركه مسافر كشي ميكرد . يه جا يه زنه بهش گفت : آقا ، ببخشيد ، كريمخان ميريد . تركه گفت : اه ، خوب معلومه ، اگه نميريد كه ميتركيد!!!

 

 

 

 

سلام ...... این جک رو نوشتم تا باور کنید هنوز همون ممزیم ....و به نوشتنم ادامه میدم .

 

اما یه سری حرفها هست که میخوام بزنم ولی دنبال یک زمان مناسب میگردم تا بتونم اونی که تو دلمه و شاید فقط و فقط یکنفر از اون حرفها با خبر باشه رو بزنم .

 

فقط دنبال زمانش میگردم که کی بزنم .

 

راجع به اون دختره هم  بگم که  :

 

به نظر من اگه واقعا اهدافی که اونا برای دوستیشون داشتن مشترک بوده و با رضایت این کارو کردن باید بگم نوش جونشون ..... خوب کاری کردن .

 

به نظر من این چیزا تو ذات آدماس.... کدوم دختر یا پسریه که بگه از این کارا بدش بیاد .؟؟؟؟؟ نه خدایی خودتون بگین ؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ولی به نظر من تا قبل از ازدواج هم دختر .. هم پسر باید یه چیزایی رو امتحان کنن ..( نه زیاد نه کم ).

 

تا حدی که وقتی وارد زندگیشون شدن مشکلی هم براشون پیش نیاد ( هم دختره هم پسره ).

 

 

آخر سر من معنی دوست دختر رو نفهمیدم .... باورتون میشه ؟؟؟؟؟؟

 

امروز يک آفلاين داشتم که نوشته شده بود......

 

دختر زرنگ +پسر زرنگ = هميشه دعوا
دختر زرنگ +پسر احمق= لاو

دختر احمق + پسر زرنگ = سکس
دختر احمق + پسر احمق= ازدواج

 

من يکی که باهمش موافق نيستم .... ولی چه خوبه که آدم هميشه تو زندگيش زرنگ باشه

 

فقط الانميخوام  یکم از حرف دلم رو براتون بگم :

 

 

ديروز منتظرت بودم نيومدي.... . امروز منتظرت بودم نيومدي....... فردا هم چشم به راهت ميمانم....... آخ که چه سخته يبوست!!

 

 

 

+ محمد رضا ; ٧:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٥/٢٥
comment نظرات ()