داستانهای محمدرضا

آخه چقدر ... ؟؟؟

سلام ......... اول از همه بهتره که راجع به اخبار دیروز ( قرار وبلاگی  توچال ) بگم .

من دیروز خواب موندم فکر کنم این یبوستم کم کم داره زیادی اذیتم میکنه .

 

ولی بی شوخی اولش خیلی حالم گرفته شد ولی بعد که به چند تا از دوستام زنگ زدم دیدم اونایی که من میخواستم نرفتن .... خوشحال شدم -----> اینجوری

 

جدیدا خیلی از این قرار وبلاگیا زیاد شده  و اگه قرار باشه هر هفت روز هفته   تو  همشون شرکت کنم که دیگه به زندگیم نمیرسم ( بابا زن و بچه هم به ما نیاز دارن )

 

 

راستی فیلم مهمان مامن رو هم دیدم .. اونم تنهای تنها . آخه اونایی که میخواستن بیان باهم بریم سرشون شلوغ بود  ..... خوب شد که تنها رفتم .. خیلی فیلم چرتی بود . میگن فیلم شمعهای فوت شده خیلی باحاله ... من که ندیدم . اگه کسی دیده بگه خوبه یا بد که الکی خودمو الاف نکنم.

 

 

راستش الان اومدم یکم از حرفهایی رو که میخواستم بزنم رو بگم  (خیلی از حرفهام رو میخورم چون نمیخوام بعدش بهم بگین که از روی عصبانیت و عقده و این چیزها اینا رو نوشتم )

 

 

موضوعش رو هم به قول یکی از بر و بچ بامرام وب نویس با کمی تحریف میزارم :

 

آخه بی ناموسی و حماقت تا چه حد ؟؟؟؟؟

 

میدونی چی شده ؟؟؟؟ بزار قضیه رو خیلی عامیانه و ساده بگم که نه خودم گیج بشم نه تورو......

 

 قطعا همه شماها ،  با جنس موافق و مخالف خودتون چت میکنید ........ حالا همه که برای دوستی های تریپ لاو و عشق و عاشقی  که باهم چت نمیکنید ؟؟؟؟؟؟ مثل من که با خیلی از خواننده هام  یا دوستای اینترنتیم وقتی که آنلاین هستن چت میکنم حتما شما هم باهاشون گپ میزنید . و از این طریق  باهاشون رابطه دارید و گاهی اوقات هم درد دل اینترنتی میکنید ..... کمک میگیرین از هم دیگه تو همه مسایل و از این قبیل صحبتها... ممکنه اين وسط عشقی هم سر بگيره . ولی همش اينطوری نميشه . يعنی هميشه اينجوری نيست.

 

 

جریان از اين قراره  که  یک روز من با یکی از همین دوستام  چت میکردم و به قول معروف گپ میزدیم  که همزمان  یکی دیگه هم آنلاین میشه و چون  من جوابشو دیر میدادم متوجه بیزی بودنم میشه ..... و خب منم گفتم که با کسی میچتم  ،مثلا گفتم  دارم با فلانی میچتم ( البته نه به این وضوح ، از طریق تصویر بهش فهموندم که با کی میچتم ..... )از قضا این دو طرف که با هم اصلا صنمی نداشتن یکیشون بصورت دورا دور اون یکی رو خیلی خوب میشناخت چون اینجور که بوش میومده دنبال دوست پسر قبلیه این دختره بوده  .... ومن فقط از این آدم( ....سانسور.... ) میپرسم که نظرت راجع به فلانی چیه چون که میشناسیش ؟؟؟

 

دیوونه با خودش فکر میکنه که من آمار این بابا رو ازش میخوام  ( نمیدونسته که یکم فقط قصد اسکل کردنشو داشتم ) منم همینطوری ازش پرسیدم . خب برا هر کسی پیش میاد دیگه که این سوالو بپرسه ؟؟؟؟؟

 

بعد میره با بهانه آمار گیری  پشت سر من و اون بنده خدای از همه جا بیخبر حرف در میاره که آره فلانی و ممزی ریختن رو هم و الان کلی تریپ لاون و از این جور حرفها .....

 

 

حالا جالب اینجاس بدونین اصلا ما با هم هیچ تریپی نداشتیم و نداریم و فقط و فقط با هم میچتیم .

 

ولی چون این خانوم الاغه ی قصه ما  از رابطه خیلی عادی ما خبر نداشته میره کلی حرف پشت سر من و اون به تمام بر و بچ توی نت و وبلاگ و همه جا پر میکنه ...........

 

شما باشین . پشتتون حرف در بیارن شاکی نمیشید ......  دیگه هر کی که تو چت تو رو میبینه احوال اون بنده خدا رو از تو میپرسه ....... شده حکایت آش نخورده و دهن سوخته.

 

آخه یکی نیست بگه آخه الاغه ( به ت تانیث توجه کنید ) اصلا به تو چه که میری پشت سر مردم حرف در میاری و خودتو ضایع میکنی  .

 

با این کارت چی بهت میرسه یا چه چیزی رو میخوای اثبات کنی؟؟؟؟

 

میخواستی با اون پسره  دوست شی ؟؟ به خودم میگفتی ........ میرفتم برات رو مینداختم که با تو بیاد دوست شه ...... ولی باور کن این راهش نیست .

 

 

 

حالا تنها مشکلی که برا من پیش آوردی اینه که دختره رو به من بد بین کردی  ..... همین .............. مطمئنم که خودش دیر یا زود میفهمه که جریان چی بوده و متوجه کم ظرفیت بودن افرادی مثل تو میشه.

 

اصلا نميگی من زن و بچه دارم ..  الانم خانومم حاملست اگه اينو ميفهميد ... نی نی مون سقط ميشد 

 

 

ولی خودمونیم .... جفتمون از این کار اون ........  کف کرده بودیم ....... موندیم که چه چیزی رو میخواسته ثابت کنه با این کارش ...... آخه خصومتیم در کار نبوده . نه با من نه با اونی که از قبل میشناختتش.

 

حالا از شما میپرسم ..........  جون خودتون درست جواب بدین .......... این دختر داستان ما .... که هر صفتی که دوست دارین براش میزارین ...... آیا تو ذاتشه این کارا ........ منظورم  اینه که  همه دخترا اینجورین یا این ..... این مدلی در اومده ؟؟؟؟

 

 

 

یه جمله از جبران خلیل جبران هست که میگه :

اشخاصی که به اجبار می کوشند جالب باشند بيشتر از هميشه نفرت انگيز می شوند .

 

راستی کسی از شماها از کوچولو خبر نداره ؟؟؟ فکر کنم گم شده ؟؟؟

 

+ محمد رضا ; ۸:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٦/۱
comment نظرات ()