داستانهای محمدرضا

دقت کردین ؟؟

سلام به همه دوستای گل و عزیزم :
یه چیزی رو دقت کردین ، نکردین، پس حتما بکنین
امروز کلی وبلاگ خوندم ، دیدم اکثر اونایی که وبلاگ نویسن ، متولد اردیبهشت هستن. ماه
راستی چرا اینجوریه، عجیب نیست، یعنی اکثرا چون تنها هستن و همدمی ندارن مینویسن (مثل من) یا از بیکاریه؟
ولی امید وارم برای پر کردن وقت فراغت بنویسن ،
نه مثل من از بی کسی و بی همدمی.

بلاگم افسرده داره میشه کم کم .

اینو بخونین ، حال کنین، تورو خدا نظر بدین خب،
به نظر من که قشنگه ، شما چی میگین:


وقتی که لبانت را بر روی لبانم قرار دادی،
گویی نیمی از وجودم تهی شد.
و هنگامی که برای دومین بار،
لبانت را بر روی لبهایم فشردی و کمرم را محکم در دستانت لمس کردی،
دیگر قطره ای در وجودم نبود.
و وقتی که مرا به گوشه ای پرتاب کردی ، من شکستم ،
چون من شیشه نوشابه هستم.

+ محمد رضا ; ٧:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٢۸
comment نظرات ()