داستانهای محمدرضا

بازم ميام (اينجا نميشه چشمک زد) ؟؟؟

سلام ٬الان دارم ميرم خريد ( ميرم باقالی بخرم )بعدا ميام {حتما ميام }.

آخه ی مطلبی رو ميخوام باهاتون در ميون بزارم .شايد بتونيد به من (به او) کمک کنيد
+ محمد رضا ; ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۳/۱۱
comment نظرات ()