داستانهای محمدرضا

مظلــــــــــــــوم ........رضــــــــــــا غریــــــــب.......رضـــــــا

سلام ،باقالی ها رو خریدم اومدم .
تاخیری هم که داشتم بخاطر این بود که ......
آخه راستش کارهای خونه همش با منه ، به داداشم هم که میگم تو چرا کار نمیکنی ،درس و امتحاناتشو بهونه میکنه وباالطبع با جانبداری مامانم ، که دیگه نمیشه هیچ کاریش کرد.

میگفتم ؛ امروز کل خونه رو جارو کردم ، کل خونه رو گرد گیری کردم.
(از مبلمان گرفته تا دکور و میز تلویزیون و .... ، تازه..... باقالی هایی رو که خریده بودم رو پاک کردم ، اطاقم رومرتب و تمیزکردم ). الانم چیزی به ذهنم نمیرسه ، بخاطر همین اینا رو مینویسم .
به نظر شما من مظلوم واقع شدم یا اینکه این کار ها طبیعیه ، یعنی هر پسری این کار ها رو میکنه؟؟؟؟؟؟

ولی خودمونیم ، زن آیندم خیلی باید حال کنه که یکی مثل من گیرش اومده ........ نه؟؟؟
+ محمد رضا ; ٧:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۳/۱۱
comment نظرات ()