داستانهای محمدرضا

یه خبر خوب

سلام
همچنان عطا هستم
یه خبر خوب
محمد روز پنجشنبه اومد تهران ولی به خاطر یه مشکل اینترنتی نتونست متنی که واستون نوشته آپ کنه.
واسه همین چند دقیقه قبل از رفتنش به من گفت که سر گذشت شو تو پادگان واستون بگم.
محمد اونجا جزو افراد ارکان شده(ارشد)البته می گفت که کارش سخت نیست.می گفت تو پادگان چند نفر وبلاگ نویس پیدا کرده.
می گفت باید هر روز ساعت یک ربع به پنج بیدار بشن و هر شب ساعت 10 بخوابن.
خلاصه مثل اینکه کارش زیاد سخت نیست.
این تموم چیزهاییه که به من از سربازیش گفته.
حالا امکان داره 4شنبه همین هفته بازم بیاد.
دوستارتون همتون عطا.

+ محمد رضا ; ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٤/٩
comment نظرات ()