داستانهای محمدرضا

عنوان : مثل هميشه..... دعا کنيد!!!!!

سلام دوست جونای خوبم ، ببخشید که مرتب نمیتونم به همتون سر بزنم ولی تا جائی که وقت کنم به خونه هاتون ميام و نوشته های شما رو هم ميخونم.

راستی حادثه زلزله بم رو به همتون تسلیت عرض میکنم.

همچنین آغاز سال نو میلادی رو به تمامی مسیحیان و شما دوستای خوبم تبریک میگم.

الان نمیدونم درست و حسابی چی میخوام بنویسم چون تا دو روز دیگه واقعا تکلیف زندگی من برای خدمت کردن در این نظام معلوم میشه.

همونطور که میدونید من دارم برای معافیت پزشکی اقدام میکنم و شنبه قراره که کمیسیون عالی پزشکی تشکیل بشه و رای نهائی رو برای معافیت من اعلام کنن.

این خبر رو هم بدم که نوید و کاوه (بهترین دوستای من تو خدمت و همچنین در حال حاضر) هم معاف شدن.

نوید با قانون جدید قد و وزن معاف شد و کاوه هم بدلیل بیماری آسمی که داشت تونست نظر شورای عالی پزشکی رو برای معافیتش بگیره.

الان فقط من موندم که باید شنبه جواب بگیرم.

فکرشو بکنید چقدر عالی میشه وقتی بگن معافم......یعنی دیگه بجائی که 14 ماه دیگه خدمت کنم فقط 4 روز دیگه خدمت میکنم.

فقط امیدوارم که معافم کنن.

شما هم دعا کنین برام  از اون دعا هایی که قبلا برام میکردین که  آموزشیم قزوین افتاد.

از اون دعاهایی که خدمتم تو تهران افتاد.

از اون دعاهایی که باعث شد محل یگان خدمتیم ( پادگانم ) با خونه 15 دقیقه بیشتر نباشه.

منم برای همتون دعا میکنم که به هر چی میخواین برسین.

این چند تا جمله هم برای ختم جلسه مینویسم که امیدوارم شما هم ازشون خوشتون بیاد و با کمی فکر بخونیدشون.

   کسی شایسته آزادی است که هر روز بتواند به هوسهای خود چیره شود.                گوته

   چنان باش که به هر کس بگویی مثل من رفتار کن.                                       کانت

   عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت میبرد.                                  افلاطون

                         در ضمن شنبه بازم ميام و مينويسم

 

 

+ محمد رضا ; ٩:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٠/۱۱
comment نظرات ()