داستانهای محمدرضا

بازم عاشقمـــــــــــــــــــی؟؟؟؟

میگی عاشق بارونی ولی وقتی بارون میاد چتر میگیری دستت...............

میگی عاشق برفی ولی از یه گوله برف میترسی................

میگی عاشق پرنده هائی ولی اونا رو میندازی تو قفس...............

میگی عاشق گلهایی ولی اونا رو از شاخه میکنی...............

اونوقت انتظار داری نترسم وقتی میگی عاشق منی

+ محمد رضا ; ٥:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٢/٢٠
comment نظرات ()