داستانهای محمدرضا

معظل دوم ؟؟؟

سلام .... قبل از هر چیز ... خیلی ممنون که به وبلاگ سر زدین و نظرای قشنگتون رو اینجا به یادگار گذاشتین.

 

راجع به موضوعی که مطرح کردم .... همونطور که حدس میزدم خوشبختانه موضوعی بود که با استقبال مواجه میشد ولی از طرف دیگه ....... این مبحث هیچ راه حلی برای بیرون اومدن نداره ..... چون خیلی پیچیده تر از این حرفهاست که بخوایم با یک نوشته و این چیزا بتونیم راه حلشو پیدا کنیم ....... من خودم به شخصه  پس از یک هفته که نظرای خوب شما دوستان رو دیدم به این نتیجه رسیدم که اگر ما خودمون باشیم ،  میتونیم تو دوستیمون موفق باشیم و تنها راه حل هم اینه که بیایم و با خودمون صادق باشیم ...

خیلی نمیخوام راجع به قضیه مطرح شده در نوشته قبلیم حرف بزنم چون به نظر من نمیشه براش یک راه حل و فرمول خاصی پیدا کرد ..... هر کسی باید راهشو خودش پیدا کنه .

 

 

در ضمن یک سری دوست جون جدید هم پیدا کردم که بهشون لینکیدم ........ خوشحال میشم که به اونا هم سر بزنین ....... نویسنده های خوبی هستند .

 

یک لینک هم با عنوان جوکستان محمد رضا گذاشتم که به نظر خودم خوب چیزیه .....

امیدوارم برای شما هم همینطور باشه ...... نظرتونو بگین

 

 

 اما مسئله و مشکلی که الان میخوام مطرح کنم : فکر کنم کمی تا قسمتی منطقی تر از موضوع قبل باشه ..... و خیلی راحت تر میتونیم به بحث و تبادل نظر بپردازیم. ( این هم بگم که من الان در سلامت کامل و در نهایت آرامش این مطالب رو مینویسم. و از روی غرض ننوشتم ( مثل نوشته قبلی)  ..... چون خودم دانشگاه نمیرم و تصمیمی برای رفتن ندارم .... چون قصد موندن ندارم .... در نتیجه مدرک اینجا ( ایران ) خیلی برام مهم نیست ....... ولی دلم به حال اون جوونی که با هزار امید و آرزو میخواد بیاد دانشگاه و روی اون صندلی لعنتی بشینه میسوزه .

  

مطالبی که من الان میخوام بگم ، در حقیقت مجموعه ای از حرف دل خیلی از پسرای این دوره و زمونست. (شاید کمی متنش آنتی مونث باشه  ولی حقیقته ....... میتونی نخونی ..... ولی به احتمال زیاد تو هم دلایل خودتو داری ..... که در نهایت یا من قانع میشم یا تورو قانع میکنم  )

میخوام خلاصه بنویسم و زیاد نشکافم قضیه رو ..... چون هم تو اذیت میشی ..... هم اینکه خودت بقیش روبهتر از من میتونی حدس بزنی که چی میخوام بگم و نگفتم

چون یه جورایی تکرار مکررات میشه و خسته کننده میشه.

 

موضوعی که میخوام مطرح کنم ،  مسئله دانشگاه و حضور چشمگیر دختران در این رابطه و در صد قبولی بالای اونها در کنکور هست... که فکر کنم سال گذشته 60 % قبولی دانشگاه برای دخترها بود .

من میخوام بدونم :

 برای چی میای دانشگاه و درس میخونی ؟؟؟؟ ......

 

اگر برای کار میخوای خوب درست ، ولی چند درصد از خانواده هاتون با کار کردن شما در بیرون موافقند ؟؟؟؟

 

تازه اگر هم بری کار کنی برای عشقت به محیطهای گرم کاری هست که تو رو جذب  اون محیط میکنه .... نه  از روی نیاز مالی و نگرانی از اینکه آینده خودت رو میخوای شکل بدی ..... بلکه تو برای تفریحت اینکارو میکنی .

 

اگر برای پسر بازی و این جور کارها میخوای هم خب 1000  کلاس خصوصی بیرون هست که میتونی متناسب باسلیقه ای که داری بری و ثبت نام کنی و به خواستت برسی ......

 

 برای مدرکش هم که بخوای  که خب بازم بدردت نمیخوره ..... چون هر 65 نفر دختری که میرن دانشگاه 35 تا پسر میرن و نتیجه میگیریم که پسر کم میاد  ( درسته کمی خنده داره ولی خب حقیقته ) و حالا گیریم که کم نیاد ........ ولی وقتی تو لیسانس گرفتی ،  نمیری با یک دیپلمه ازدواج کنی ....... حالا باز هم خیلی خوب فکر میکنیم و میگیم که بر فرض تو بله رو گفتی .........  ولی چهار روز بعد خود تو میای مدرکت رو تو سره پسره میزنی و تحقیرش میکنی که تو بی عرضه ای که نرفتی دانشگاه ... یا مثلا میگین که تو تو جامعه نبودی و این چیزها رو نمیفهمی و از این چرت وپرت ها.....

البته دیگه الان اکثر دخترها پول طرف براشون مهمه نه تحصیلات .

مثلا خود تو اگر یک دیپلمه ، ولی مولتی میلیونر، بیاد خوستگاریت و همچنین یک لیسانسه که وضع مادی متوسط یا خوب داره ...... کدومش رو انتخاب میکنی‌ ؟؟؟

 

کلا بنظر من ارزش پسری که 4 سال تو جامعه کارمفید و سالم  کرده و زحمت کشیده ..... یا اصلا تو دانشگاه درس خونده .......  خیلی بیشتر ازدختری که 4 سال تو دانشگاه علاف بوده.

از این جهت میگم علاف که چند سال دیگه این درسهایی که خونده ... خیلی خیلی کمتر از پسره میتونه تو زندگیش تاثیر گذار باشه.

 

خیلی حرف دارم راجع به این موضوع ..... ولی ترجیح میدم این بحث رو با تبادل نظرات شما تو بخش نظر خواهی جواب بدم.......

 

راه حل پیشنهادی من هم اینه که باید دانشگاه رو سهمیه بندی کنن ........ مثلا بیش از ۵۰ درصد نباید دختر وارد دانشگاه بشه .

 

اینطوری هم به قول یک سری از این روشنفکرها ........ مساوات هم  رعایت شده

 

 البته من خیلی با این عقیده که حقوق زن و مرد برابره موافق نیستم ....... هم از نظر اسلام ..... از نظر پزشکی و همچنین از نظر روانشناسی .... هیچ کجا من ندیدم که بگن زن و مرد مثل هم هستند .

 

در آخر نیز ببخشید که کلیشه ای حرف زدم ....... ولی سعی میکنم که کمتر اینجوری بنویسم ......

 

 

+ محمد رضا ; ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱/۳۱
comment نظرات ()