داستانهای محمدرضا

اينم عکسهای قرار وبلاگی !!؟

سلام ... بابا خفه کردين منو ، اينقدر گفتين عکس عکس عکس عکس  بيا اينم عکس

بالاخره لينک عکسهای قرار وبلاگی نمايشگاه ( ۲۲ ارديبهشت ) و قرار پارک پرديسان که شيدا از همه دعوت کرده بود روگذاشتم .... اگر اين لينکها باز نشدن . ميتونيد از لينکدونی آلبوم عکس ممزی در کنار وبلاگ اونها رو ببينيد .

اونهايی که اومدن حالشو ببرن ..... اونهايی هم که نيومدن  (‌سه تا نقطه )

 

آهای کجا ميری ....... هنوز حرفم تموم نشده ها 

باشه بابا اگه ميخوای اول عکسها رو ببينی برو  .... ولی بعد که ديدی اين نوشته پايينی رو هم  بخون

ثواب داره والله 

ولی خودمونيم ... دلت مياد بزنی

 

از همه دنیا میترسی ، چون فقط یه دختری !

اگه توی خونه زندونی باشی ، خانوم تری !

چرا هر کی دختره تو صد تا باید اسیره ؟

چرا باید همیشه از همه کس رو بگیره ؟

هرکسی هرچی دلش خواست میگه اما بی خیال !

دیگه دختر بودنت واست شده مثل سوال !

چرا دختر یعنی غصه ؟ چرا دختر یعنی تنها ؟

چرا دختر بی پناهه بدون اسم یه آقا ؟!

 

تو گلوی ما یه دنیا بغضه !

توی بغض ما یه دنیا فریاد!

چرا باید واسه حفظ آبرو ..

به تموم سختی ها تن در داد ؟!

 

همیشه دیوار دختر از همه کوتاه تره !

اما حق اعتراض نداره ! چون که دختره !

همه ی ما آدمیم فرقی نداره چی باشیم !

چرا باید بین هم خطای قرمز بکشیم ؟!

چرا دختر یعنی غصه ؟ چرا دختر یعنی تنها ؟

چرا دختر بی پناهه بدون اسم یه آقا ؟!

 

تو گلوی ما یه دنیا بغضه !

توی بغض ما یه دنیا فریاد!

چرا باید واسه حفظ آبرو ..

به تموم سختی ها تن در داد !؟

 

 

(( مرمر ))


فقط من حرفی که دارم اينه که ........ آخه چراااااااااااااااااا؟

فکر نکنين که دارم زی زی ميشم .... اينجوری نيست .... فقط يک لحظه دلم بحال دخترای ايرانی سوخت...

شما  راجع به شعر دوستمون چی ميگين؟؟؟؟؟

در ضمن نظراتتتتتتون  ( افتادم تو دس انداز )راجع به عکسها رو بنويسيد  مُهُمّمممه

راستی ديدی چقدر کم حرف زدم .......

آپديت بعدی   --------> اول خرداد..... ان شاءالله

+ محمد رضا ; ۸:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٢/٢٧
comment نظرات ()