يادش بخير !!!

سلام سلام سلام .... چطورين منگولای من07.gif09.gif

 ايندفعه معذرت خواهی نميکنم بابت ديرکردنم ... چون يه آپديت دارم که خودش گويای همه چيزه 06.gif33.gif

آخه تراوش کردن اين داستان از مغز يکی ديگه و کپی کردنش يه خورده زمان ميبره ديگه 03.gif09.gif

هوس کردم ياد نی نی بودنمون رو بکنم و شما رو هم ببرم تو اون حال و هوا 08.gif04.gif

اونم با يه متنی از داستانای بچه گيامون... 04.gif

يکي بود يکي نبود .
غير از خداي مهربون هيچ کس نبود .
يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت موبايلش و جواب نميده . هرچي SMS هم براش ميزنم باز جواب نمیده .online هم نشده چند روزه . نگرانشم .

چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره .

شنل قرمزي گفت : مامي امروز نميتونم . 02.gif
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکي . 04.gif

مادرش گفت : يا با زبون خوش ميري . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه .
شنل قرمزي گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم . 06.gif

فقظ خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .


مادرش گفت : زود برگرد،قراره خانواده دکتر ارنست بيان؛مي خوان ازت خاستگاري کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزي گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد .
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و مي خوام .
شنل قرمزي با پژوي ۲۰۶ آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه .


بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه .
شنل‌: حنا کجا ميري ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن .09.gif
شنل : اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه !!
حنا : تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي در آوردي.18.gif
بچه ها شاکي شدن دعوتت نکردن .
شنل : حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان . 14.gif
شنل : برو دختره ...
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزي يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .


پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن . ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل : تو که دختر خوبي بودي نل !!!!!
نل : اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
 شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .
 نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش . 03.gif
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .
شنل قرمزي : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد . 


 نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي . جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزي : عجب !!!!!!!!!!!!!!
 نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک مي کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزي : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
 نل : به خودت نگاه نکن،مادرت رفت زن آقاي پتيول شد بچه مايه دار شدي،بقيه همه بد بخت شدن،بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه .


شخصيتهاي محبوبشون شدن ديجيمون ها ... ديگه با حنا و نل و يوگي و ... خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن.


ما هم مجبوريم واسه گذران زندگي اين کارا رو بکنيم.09.gif05.gif

 

     اميدوارم که همگی مثل من حالش رو برده باشين ... تا آپديت بعدی

                                                   07.gif10.gifبای بای همگی10.gif07.gif

 

/ 16 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنين

!!!!... داستان رو خودتون نوشته بوديد؟... فوق لعاده بود(مردم از خنده)... بارانی باشی.

elahe

salam baba kheili bahal bood vali heif memolo va dokhtare mehraboono ja endakhty.ghorboone u bye

Shirin

baba Newisande!:O:))) in Mokhe to dari!? Ya ketabe!:O:)) ajab haftkhatihi ha...Peace Hala befarma sar zaDm Dge..:D Moshkelato ina:P:)) Bachedario Ghaza bepazo be shohar bereso ina..bad khob kam miam...Felan Ya ALi Madad

hooman

خيلييی آموزنده بود!!!

امیررضا

با تمام احترامی که برای وبلاگت قائلم ولی بايد بگم که بهتر ديگه تراوشات مغز کسی ديگه رو ...

محمد رضا

بابا چقدر سحت ميگيری .... يعنی داستان به اون تابلويی رو مگه ميشه کسی ازش خبر نداشته باشه که تو داری ازش دفاع ميکنی ( زبون درازه ) .... ۳۵ وب سايت ديگه هم همينو گذاشتن ... برو برای اونا هم همينو بگو ( چشمک)

محمد

سلام خيلی باحال بود ولی اگه شنل قرمزی با يکی از بچه های دکتر ارنس اذدواج کونه بهتره

محمد رضا

اينو نگی چی بگی جـــــــو جــــــو ( چشمک)