ازدواج به سبک ممزی


سلام ... شرمنده بابت تاخیر ... اما دست خودم نبود .. نه به موقعی که هیچ سوژه ای نداری ... نه  یه موقع که هزار تا سوژه  باهم میاد تو مخت و نمیدونی از کدومش و از کجاش بنویسی .

موضوع ایندفعه چون گفتنش بیشتر از یک پست زمان میبره ... تصمیم گرفتم تو چند بخش بنویسم ... حالا چند تیکه ش رو نمیدونم ...  آخه اولش تصمیم داشتم از دو تیکه استفاده کنم ... اما چون همتون با دو تیکه و اجزائش ،  آشنایی کامل دارین ... تصمیم گرفتم که سه تیکش کنم05.gif

که هم تنوع داره ، هم اینکه خودم سه تیکه رو بیشتر دوست دارم ( عینک – ساعت - دمپایی ) ولی حالا باید ببینیم چی میشه ... شاید چند تیکه دیگه هم بهش چسبوندیم که خیلی ضایع نباشه .09.gif

اما مطلب ایندفعه ...

همونطور که میدونید ، چند روز پیش روز پدر بود و بچه ها ، این روز رو به پدرها تبریک میگفتن و خانومها به آقاهاشون ... اما پسرهایی مثل من ، این وسط مظلوم واقع  می شدن ... البته همینجا ، جا  داره که خیلی از دوست جونای گلم که  تو کامنت دونی وبلاگ  یا بخش حرف در گوشی و یا گاها با اس ام اس و این ابزارهای ارتباطی پیشرفته ، اون روز رو بخاطر " آقـــا " بودنم بهم تبریک گفتن تشکر کنم ... اما خداییش  این کجا و آن کجا09.gif


خلاصه این روز  مبارک باعث شد که به خودم بیشتر فکر کنم و  ببینم  با مرد زندگی شدن ، و بعد از اون با پدر شدن چقدر فاصله دارم .

از طرف دیگه اقتضای سنی ای که توش قرار دارم هم بهم این اجازه رو داد تا به این مبحث کمی بیشتر فکر کنم و درگیرش بشم ... چون دیر یا زود نوبت من میشه و خلاصه : " فصل جفت یابی "  من هم فرا میرسه و باید کم کم بدونم که چیکار باید بکنم .

الانم در حقیقت میخوام اون تصورات ، فانتزی ها .. یا به قول باتجربه ها و بزرگتر ها : " گنده گوزی " هایی که دلم میخواد برای زندگی آیندم در نظر بگیرم رو با شما تقسیم کنم و ببینم نظر شماها چیه و اینکه تا چه حد و با کجاهاش موافقید .. در حقیقت یه جور مشاوره دسته جمعی ... که فکر کنم تقسیم کردن این علایق نتیجه خوبی رو بدنبال خودش داشته باشه 26.gif

سعی میکنم گام به گام پیش برم تا قاطی نکنیم وسطش ...


تصورات :

یکی از اون چیزهایی که مثلا خیلی ذهن من و مشغول میکنه اینه که : وقتی دختر یا پسر مزبور انتخاب شد ( حالا یا توسط خودتون یا خانواده ) ... بزرگترهای حاضر تو جلسه خواستگاری یه فرصت بکر رو به کمک همدیگه فراهم میکنن که توش بریم و بحرفیم ( البته فقط بحرقیم ) ... حالا میتونه یه اتاق خونشون ، یا یه مکان مناسب دیگه برای این کار باشه 15.gif

اولا که چه کار پسنیدیده و خوبیه این کار ... چون ما جوانها به این فرصتها نیاز داریم ... پس تورو خدا اگه میشه فرصتش رو بیشتر کنید ... چون به نظر من به جوانها باید  همیشه از این فرصت ها داد تا بتونن به خوبی بهره برداری کنن و تنها به یک جلسه آشنایی و اینها اکتفا نکنید و از هر فرصتی تو دوران مجردی برای جوونها دریغ نکنید 09.gif

اما بی شوخی بگم ... تو اون فرصت اختصاصی پیش اومده برای ما ، دونستن چند تا سوال و جواب اساسی از همه چیز برام مهمتره

اول از همه اینه که از طرف میپرسم : جدی تو چه فکری کردی که الان قصد ازدواج داری و خلاصه هدفت چیه ؟؟؟23.gif

دومین سوال رو که موندم بپرسم یا اجازه بدم که از من پرسیده بشه ... اینه که :

از گذشته طرف سوالاتی رو بکنم ... از اینکه تاحالا شیطونی کرده یا نه ؟؟ ... و خلاصه جزئیات مربوط به اون ... و مهمتر اینه که ... مثلا اگر طرف از من همین چیزها رو پرسید .. بهش چی بگم ؟؟ ... یعنی اگر گفت تو قبلا شیطون گولت زده و اینها ... بهش بگم آره و توضیح بدم ؟؟ ... اونوقت اگر نظرش نسبت به من برگشت چی ؟؟ ... اگر دروغ گفتم تو اون روز و بعد مدتی از زندگی متوجه دروغم شد چی ؟؟؟ ... اگر بهش اجازه کنکاش تو گذشته خودم رو ندم چی ؟؟ ... میدونم که همه این جوابها به طرف مقابل  بستگی داره ... اما سوال من برای روزهای اول آشناییه ... تو قدم اولم ... از کجا تو  قدم اولم طرف رو بشناسم و اینا ؟؟ 34.gif


فانتزی ها :

فانتزیهایی که راجع به این موضوع میشه داشت خیلی بیشتر از اونیه که فکرش رو میکنید .

این توهم فانتزی ای که من تو سرم هست رو قطعا به ذهن خیلی از شما ها هم رسیده .


یکیش اینه که : اصلا وقتی حرفها زده شد و تصمیم به ازدواج قطعی و اینها ... چرا عروس و داماد نباید خودشون برای مراسمشون تصمیم گیرنده باشن .

مثلا  فلان فامیلی که نسبت خیلی دوری با من داره و فقط تو دوران بچگیم  دیدمش چه لزومی داره که اسمش تو لیست دعوت شده ها باشه ... یا حتی یه فامیل نزدیک که وقتی هر جا میبینمش احساس تهوع بهم دست میده چرا باید جزء مهمونا باشه ... اگر هم بخوام مخالفت کنیم با نظر مامان و بابا ... کلی حرف میشنویم که ... خب یه شب هم تحمل کن .. زشته فلانی نباشه ... آخه تو عروسی فلانی هم با اینکه نسبت دوری داشته بوده و از این حرفها .

حالم از این مدعوینی که بر خلاف میل آدم میان تو جشن خود آدم ، بهم میخوره ...

حالا  فرض کنید با این قضیه کنار اومدیم ... اما فکر کن نزدیک ده میلیون تومن خرج کردی و نهایت سعی و تلاش خودت رو کردی ، تا یه سالن خوب یا باغ درست و حسابی یا یه جای خوب دیگه رو  به همراه غذاهای خوبه دیگه ردیف کردی ... بعد ... فردای مراسم و چند روز بعد از مراسم گوش به گوش به تو برسه که فلان مهمون از پذیرایی راضی نبود ... فلانی گفت به ما جوجه نرسید ... فلانی گفت دسری که سر میز سرو میشد کم بود یا اینورش کج بود ... اونورش راست بود .... خلاصه از این زر زرهایی که تو  فامیل همه ما ایرانی ها همیشه وجود داشته و داره .38.gif

اصلا انگار بعضیا ، تو خونش اونه  که بخوان راجع به هر چیزی اینطور ایراد بگیرن و آخرش به خیلی ها بدهکار هم میشیم 14.gif

فانتزی من که میگه : " دندون لق همشون " ... اگر همسر آیندم بخواد تو این فانتزی پا به پای من بیاد خدا وکیلی آخرشه .06.gif

حالا برنامه من یا بهتر بگم برنامه مــــــا چیه ؟؟49.gif08.gif


نمیگم ... باشه برای دفعه بعد ... فعلا تا همین جا بیاین باهم اختلاط کنیم تا بعد 04.gif

... راستی آپدیت بعد خیلی زودتر انجام میشه ... برای جبران تاخیر این چند روز ...


پ.ن :

1-  لطفا تمامی تصورات و ایده ها و چیزهای گنده ( گ و ز ) خودتون رو تو نظرات ، یا در صورت خیلی محرمانه بودن و بی ناموسی شدن قضیه تو حرفهای در گوشی بگین10.gif

2-  دیگه نگم ... فقط تا همین مرحله که پیش رفتیم با مطلب باشید ... کسی جلو جلو نره .. میخوایم همه با هم حالش رو ببریم 36.gif

3-  این مطلب دو تیکه شد .. تازه تیکه دومش هم نصفه و نیمه بالا اومد ... ببینم چه میکنید !!!09.gif

 

قربون همتون تا بعد 49.gif


/ 78 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرگل!!!

راستی دلم برات تنگ شده

سرگل!!!

در مورد مهمونی و اينا هم خيلی سخت می گيريااا خوب باشن مگه چی ميشه؟ اولا تو چرا از کسی بايد بدت بياد؟؟؟ هان؟؟؟ ميتونی بی تفاوت باشی ولی حق نداری از کسی بدت بياد جدی ميگم هااا بچه بعدم اينکه حرف و حديث هميشه هست چه بخوای چه نخوای تو يه مهمونی ساده کلی حرف ژيش مياد چه برسه به عروسی تو بايد بی تفاوت باشی و اينقدر خاله زنک بازی در نياری

سرگل!!!

راستی آقا ممزی توپولو ...من وبلاگ هيشکی خيلی وقته نرفتم برو حال کن به اون بگو خودتو بخوره پررروووووو نری بگيااا...بدبختم نکن حوصلع هيچ کسو ندارم ميگن عاشق شدم نميدونم

سرگل!!!

من برم ديگه بيا ۳۶۰ خوبه مواظب خودت باش مهندس!! فعلا بای تا های

سرگل!!!

راستی ممزی اون عکس من چی شد احيانا؟؟؟؟ ندادم باهاش مسخره بازی در بيارياااا ممز عکس درست شدمو می خوااااااااااااااااااااااامممم زود تند سريع

مريم

شايد قبل از ازدواج برای همه مهم باشه... اول اينکه سعی کنيم از گذشته ی همديگه چيزی نپرسيم چون فردا پس فردا گير دادنا شروع ميشه خوب هر کسی توی يه سن خاص ممکنه يه سری شيطونيا کرده باشه... اگر هم در آيند ه از گذشته طرف با خبر شديم نبايد زياد مهم باشه. چون گذشته مال گذشته اس

نيلوفر

فکر نمی کنم که ديگه کسی بدونه شناخت قبلی و فقط با خاستگاری همسره آيندشو پيدا کنه! ۲ نفر بايد اول باهم دوست بشن..برای هو وقط بزارن و اول همديگرو واقعن بشناين بعد وقتی تسميم ازدواج بگيرن احتياجی به سعال نیست چون خودشون همه جوابهارو می دونن

tideha

khob khaili kam pish miyad taraf to in mavaghe dorogh bege shon gharre ye omr zendegi koen bf ya gf ham ke nistan pas behtare hame shi gofte she hala yaro mikhad bikhiyal she beza beshe badam to marasema age angoshtetam por asal koni bokoni to halgh in mehmona baz yehsi migan pas behtare tahvil nagiri darzemn alan dige kam pish miyad tarafo nashnasi beri khastegari yani ye jorayi sonathaye ghadiidmi dare bardahste mishe