امتحانات . الکامپ . سفر

سلام به همه دوست جونای خودم ... خوبین خوشین ....

ایندفعه از همه جا میخوام حرف بزنم ... دلم خیلی پره و میخوام هی براتون بنویسم

امتحانات پایان ترم رو به خوبی پاس کردم ، اما بخاطر چند تا استاد نفهم ، دو تا از درسهایی رو که فکر میکردم نمره خوبی بگیرم .... افتضاح نتیجه گرفتم .02.gif

این ترم کارگاه کامپیوترمون با بچه ها پاسکال تمرین کرد (عینا تمریناتی که در درس برنامه سازی گفته میشد ) و همچنین وقتهایی که وقت زیاد میومد بچه ها کنفرانس راجع به یک نرم افزار یا مسائل مربوط به شبکه رو ارائه میدادند و نمره پایان ترم این درس شامل همین کنفرانسها و کیفیت کار کلاسی سر کلاس بود و  امتحان پاسکال پای کامپیوتر و البته یکمی هم لطف استاد .

اولین امتحانمون همین درس بود که انتهای همون جلسه ، نمره بچه ها جلوی خودشون توسط استاد قرائت میشد ( امتحان از 2 بعد از ظهر تا 7 شب بود که یک رکورد برای خودش محسوب میشد ) .. نوبت نمره من که رسید استاد به من اینطور گفت که :" آقای ممزی نمره بیست کمترین نمره ایه که میتونم بهتون بدم و ارزش شما خیلی بیشتر از اینهاست " ... ما هم کلی براق شدیم ... اینم بگم که توی این درس هیچ افتاده ای نداشتیم .41.gif

اما برنامه سازی که همین پاسکال رو با بچه ها کار میکرد ، حسابی تلافی کرد ، طوری که 9 نفر از بچه ها از جمله من افتادیم تو دامنش و گرفتارش شدیم ( کاش حداقل استاد این درسمون خانوم می بود که از افتادن تو دامن گل گلی یا شایدم مینی ژوپش واهمه ای نداشتیم  ، تا این استادی که کچله و قیافش کپی ایرج طهماسب خودمون میمونه )...

من یکی از نمره ای که گرفتم بشدت قاطی کردم چرا که اصلا حقم نبود  دلیل واضحش هم این بود که سر امتحان همین درس به نفر پشت سریم که یکی از همون دخترای گروه زلزله دانشگاه هستن تقلب رسوندم طوری که فردای امتحان خودش اومد و گفت : " ممزی من آخر امتحان از روی برگه جوابهات نوشتم و از این حرفها " ... البته این نکته بسیار بسیار مهم رو هم یاد آور بشم که همین خانوم تا 20 دقیقه آخر امتحان بنا به گفته خودشون برگشون خالی بود و هیچی ننوشته بودن و با سیاستی کاملا هوشمند ، استاد رو بالای سر خودش آورد و  فرتی ( فرت یا فرط ؟؟) زد زیر گریه بصورتی که دل سنگ و آب میکرد ... استاد هم عین خری که بهش تی تاپ دادن توی بد اتمسفری رفت و بهش کلی دلداری داد که اصلا نگران نباشه و ... خلاصه بعد از 3 دقیقه دلداری دادن از صندلی دختره دور شد و از کلاسی که ما توش بودیم دور تر شد ، من یه لحظه با خنده روی لبم که حاکی از نمیدونم چی چی بود ( این معنی رو میخواستم برسونم که خیلی جونوری ) به طرف دختره برگشتم ، که با دیدن من ایندفعه فرتی زد زیر خنده ، اما اینبار خنده خانوم رو فقط من و صندلی کناریش فهمیدیم ... به هر حال نمره ها داده شد ... نمره میان ترم من 3 بود از 5 ... و نمره ایشون 3.25 شده بود از 5 .

نمره کلی من ( مجموع میان ترم و پایان ترم ) شده 9 و این درس رو افتادم اما اون دختره شد 15.50 که این بیانگر این بود که نمره ها کیلویی بوده و استاد نمره رو بر وزن .... میداده ( خودتون قافیش رو پیدا کنید ، خیلی باحال میشه ) ... اعتراض هم خواستیم بدیم که خود استاد همونجا اعلام کرد که هرکی اعتراض بزنه بهش "صفر" میدم ... حالا تو باشی چیکار میکنی ؟؟؟14.gif

به استاد فحش میدی ... به دختره بد و بیراه میگی ... یا به خودت ؟؟

من یکی که خیلی به خودم خیلی پریدم .. وقتی روز اول دانشگاه استاد الگوریتم و مبانی برنامه سازی فهمید که من قبلا چی میخوندم و مقطع گذشتم رو ول کردم و اومدم علمی کاربردی ... جلوی همه به من توپید که : اینجا برای تو یکی هیچی نداره جز تلف کردن زمانت و عمرت ، باید حرفش رو گوش میکردم .... چرا که حالا به این نتیجه رسیدم ... آخه من قبل از اینجا ، برنامه رفتنم به دانشگاه شهید بهشتی برای ادامه تحصیلم داشت جور میشد اونهم  تو همون رشته ای که قبلا میخوندم ... که با ادامه دادنش میتونستم مدرک جهاد دانشگاهی رو بگیرم که معادل لیسانس خودمونه و همچنین یه مدرک بین المللی که میگن این عمو بیل گیتس میده ... اما چون خبر جور شدن قضایا از اونور لنگ میزد اومدم تو این خراب شده ... حالا اینکه خوبه من میگم خراب شده ... خیلیا دیگه به دانشگاهشون میگن سگدونی.

درس بعدی زبان فارسی بود ... همون استادی که زنش مرده بود و براش اون داستان کاملا خیالی رو نوشته بودم ... همونی که خیلیاتون گفتین که داری آبروی گذشته استادت رو میبری .... بابا داستان خیالی بود .. آقا بهم داده 12 ، بقیه نمره ها از 14 به بالا بود ... خودم زیر 17 انتظار نداشتم ... البته احتمال 90% حدس میزنم که یکی از برگه های جوابهام  رو ندیده باشه ... چون پشت برگه سوالم جوابها رو نوشته بودم ... این یکی رو موندم چیکارش کنم ؟؟02.gif

این از امتحانات ...

نمایشگاه الکامپ هم رفتم اصلا سطح قابل قبولی رو نداشت و دقیقا خود بازار کامپیوتر رو جمع کرده بودن آورده بودن اونجا ... شرکتهای کامپیوتری محصولات جدید و  متفاوتی رو برای عرضه و نمایش نیاورده بودن ... غرفه پرشین بلاگ هم سر زدیم و چیز خاصی رو توش ندیدیم ... بجز 4 تا STAND تبلیغاتی و دو تا از مسئولین پرشین بلاگ ... هدفشون از این حرکت به گفته آقای هاشمی نامی که تابحال ندیده بودمشون ( مسئول امنیت پرشین بلاگ نبود ) این بود که فقط : " اعلام حضور پرشین بلاگ در عرصه وب هست و همین 4 تا تبلیغ و stand  برامون کفایت میکنه "... اما به نظر من لا اقل اگه 2 تا میز و صندلی برای خودشون میزاشتن اتفاق خاصی رخ نمیداد ... نه بروشوری نه سیستم تبلیغاتی خاصی که حداقل یک کامپیوتر یا یک پرده که بشه روش فقط همون کلیپ فلشی که بچه های پرشین بلاگ برای پرزنت سیستمشون و مدیریت این 20 تا سایتشون آماده کردن رو گذاشت .

هم استقبال خوب تر و بهینه تری ازشون میشد هم اینکه میتونستن رو این قضیه بُرد داشته باشن  چرا که هیچ یک از وبلاگ سرورهای دیگه حضور نداشتن و شرکت نکرده بودن.34.gif

خدا خواهد اگر نصیب باشد ، مسئولین مربوطه به اهداف مد نظرشون رسیده باشن ... و روز به روز شاهد موفقیت این گروه باشیم .41.gif

پیش بر و بچز سپنتا هم رفتیم ، اما حیف محمد کتونی نبود و نشد دوباره ماچش کنم ... از همونجا بهش  زنگولیدم ولی  گفت دیروز اونجا بوده و امروز نیست ... خوب شد که نیومد آخه نزدیک بود با حضورش تو اون روز ، شرکتشون رو ورشکسته کنه ... چون تصمیم داشتم شونصد تا مودم ADSL  ازش اشانتیون بگیرم .04.gif

خبر بعدی اینه که فردا شب دارم میرم مشهد اما چون با ماشین میریم و خستگی راه زیاده .. از سمت استان گلستان میریم و یک روز هم اونجا اطراق میکنیم ، ویلای خالم اینا ( دلم بدجوری جنگل و قلیون میخواد ) .22.gif

امام رضا هم که قربونش برم دوباره ما رو طلبیده ... ان شاء الله میرم حرم و از طرف همتون دورکعت نماز میخونم که به همه حوائج مشروعتون ( اونایی که گشت ارشاد 110  گیر نمیده ) برسین ... نفرین نیست خدایی .. دعا بود .03.gif

ضمنا شاید بتونم حاج صادق گل رو هم که داره از مکه میاد و ببینم و یه احوالی از این پسر گل بپرسم .04.gif

پ.ن:

1- لینک آهنگ زمینه آدرسش اینه :

http://www.sharemation.com/mamazy/Emziper-FargheAdama.wav

میتونید با کلیک کردن دانلود کنید ... اگه نشد  .. همین آدرس رو از توی صفحه جدیدی که باز میشه کپی کنید توی نرم  افزار مدیا پلیر که همتون دارین ... در مسیر ... file/open URL …  به همین سادگی04.gif

2- نظر فراموش نشه ... حلالمون کنید25.gif

تو این مدت مواظب خودتون باشین و شیطونی نکنین تا من بیام

قربون همتون 09.gif

تا بعد ...08.gif

/ 71 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپيده

قصد اپ کردن نداری؟؟؟؟من لينکتونو گذاشتم لينک من يادتون نره

سميرا

مشهد خوش بگذره. ببينم يه بلاگر تازه کار می تونه با شما رابطه داشته باشه؟

شب زده

داستان اين دفعه ،داستان زندگی بود؟

ممول

بد نبود اين آخر سری به تو هم يه سری ميزدم. التماس دعا ...

ايلا

سلام دوست عزيز ميای بريم سفر ؟ يک سفر خوب

دختره

اخه ممزی کمتر خالی ببند؛ديگه افتادن يه درس که اين حرفارو نداره! اقلا يه چيزی بگو ادم شاخ در نياره.خيالی نيست اما فقط يادم نمياد که حتی يه سوال پاسکال به من که همون دختره باشم رسونده باشی چون به قول استاد هيچی ننوشته بودی...(ايشالله بالاخره با رياضی پاسش ميکني پيشی مبالغه گر!)