کامنت شناسی در پرشين بلاگ




BedFeet.jpg




یک بار گفتم : زیر 18 سال نخوانند ؛  گفتند ملت را تحریک می کنی که متن را بخوانند !

یک بار ننوشتم ، گفتند : اگر می نوشتی که متن این کلمات را داشت ، ما نمی خواندیم ! ...
داستان من و این دوستان ، داستان آن بابایی شده که با پسر و خرش می رفتند و آخر نفهمیدند که بابا سوار باشد یا پسر ؟ هر دو سوار باشند یا هیچ کدام ؟ می ترسم روزی برسد که خـرم را روی دوش­ام بگذارم !

حالا هم می گویم ؛ هر کسی ظرفیت دارد بخواند . بالا و پایین 18 سال ، هیچ فرقی نمی کند . این متن ، طنز است . در طنز هم دنبال مورد و مصداق نگردید . به دل هم نگیرید ؛ شوخی کرده­ام .



تا به حال فکر کرده اید که چه طور می شود یک رای نگار را طبقه بندی کرد ؟
البته چون این متن خیلی خودمانی است ، من هر چه هم زور بزنم باز به جای رای نگار ، "کامنت" می گویم . پس بهتر است خودم را ضایع نکنم و در این نوشتار از همان لفظ کامنت استفاده کنم که هم " ایرانی" تر است ، هم " پارسی "  تر و هم همه­ فهم­تر !





◙ یواش !

یک دسته از کامنت­ها ، کامنت­های «یواش» هستند . این کامنت­ها اصولا نوشته نمی شوند و وقتی هم نوشته نشدند ، ارسال نمی شوند . به این آدم­ها «خواننده­ی خاموش» می­گوییم و به این کامنت­ها ، کامنتِ یواش ! ... که دست کم توی این پست ، کم نیست .



◙ یواش­تر !!

کامنت­هایی که اصولن نوشته نمی­شوند و ارسال نمی­شوند . چون اصلا متن ، خوانده نشده !... فکر می­کنم که اگر رقم بازدیدکننده­های هر مطلب را منهای تعداد جمعیتِ جهان کنیم ، عددی که به دست می­آید ، آمار آنهایی ست که که « کامنتِ یواش­تر» می­گذارند .



◙ حالا تکون بده !

شما  درباره ی فیزیک هسته­ای یک مطلب بگذارید ! ... دستِ ­کم یک کامنت خواهید داشت که با کنار هم قرار دادن چندتا حرف لاتین ، شکل یک کیکِ تولد ، پروانه ، قلب ، شمع ، یا چیزهای از این دست را درست کرده !

این دسته از آدم­ها به دلیل علاقه­ی شدید به پارتی و مهمانی و جشن تولد و رقص و بزن و بکوب ، حتی برای نوشته­هایی که خبر مرگ عزیزترین کسان را اعلام کرده باشد ، بشکن و بالا بنداز راه می­اندازند !



◙ ای جون !

مهم است بدانیم طرفی که دارد کامنت می­گذارد ، چه قدر به نویسنده علاقه دارد ؟
پس یک دسته از کامنت­ها ، برای ابراز علاقه و عشق و این جور مسایل هستند که ما به آن­ها « ای جون ! » می­گوییم .

« ای جون » ها دو دسته­اند ؛

الف ـ « ای جون ِ  با آشنایی »

که طرف یک چیزی را مثل : « باشه خصوصی بهت می­گم! » ؛ « باشه وقتی دیدم­ات بهت می­گم » ؛ « آخ که چه قد تو ماهی ! بیا سر دوراهی! »  و ... در کامنت­ها حتما ذکر می­کند تا بقیه به آشنایی­ دو طرف ، حسودی کنند !

ب ـ « ای جون ِ  نا آشنایی »

که طرف ، نویسنده را نمی­شناسد ولی طوری وانمود می­کند که انگار نود و پنج سال است با هم یُخلا هستند !
کامنت­ها با این عبارات بیشتر به چشم می­خورد « لبات رو بذار روی لبام تا یخ تنم واشه ! ... فریدون مشیری !! » ، « ای جون ! ... من الهی قربون اون چشات بشم ! ... حافظ » و ...



◙ بُکن توش !

ای داد بر من ! ... این دسته از کامنت­ها ، کامنت­هایی هستند که هیچ ارتباطی با متن ندارند ولی چون یکی دوتا کلمه­ی مشابه با کلماتِ داخل متن ، در آن­ها به کار رفته ، به عنوان نظر ، ابراز می­شوند .

ما باید یک طوری این نظر را با متن ، ارتباط بدهیم و توی مغزمان فرو کنیم که این کامنت با نوشته­ی ما ، مرتبط است . چون این ارتباط موضوعی ، باید به ضرب و زور به یک جایی به نام مغز ، « فرو » بشود ، اسم این کامنت­ها را باید « بکن توش ! » گذاشت.



◙ بکِش بیرون !

کامنت­هایی که دیگر همان دو سه تا کلمه­ی مرتبط هم درشان پیدا نمی­شود ، از این دسته­اند . شما باید یک معنایی را از داخل آن بیرون بکشید و خودتان را دلداری بدهید که این کامنت حتما با متن در ارتباط است و گرنه آدم بی­کار نیست که بنشیند چهل خط بنویسد که هیچ ربطی به سوژه نداشته باشد !



◙ بکش بیرون !  بکن توش !

فکر بد نکنید !... منظور همان « کپی » ، « پیست »  بود . بدون شرح !!!




◙ بمـالـش !!

این دسته از کامنت­ها ، نظریاتی را تشکیل می­دهند که چنان متن نویسنده­ی بی­چاره را به هم می­مالد که صاحب رایداشت ، باید از کشور برود ! ... چون در این نوع « نظراتِ مالشی » ، ایده و عقیده­ی نویسنده نقد می­شود ، جزو نظرات انتقادی باید آن را حساب کرد . که معمولا بر دونوع هم هست؛


الف ـ
« مالیدن لطیف »

که در آن ، نظردهنده با رعایتِ ادب و احترام و عدل و انصاف ، نویسنده را نقد می­کند و به هم می­مالد.

ب ـ « مالیدن سخیف »

که در آن نظردهنده هر چه به دهنش می­آید ، بار نویسنده می­کند و هر چه فحش و بد و بی­راه است ، نثار صاحبِ رایداشت می­فرماید .



◙ بیشـتر !

این کامنت­ها از نظر محتوا ، ممکن است دو خط بیشتر ارزش نداشته باشند ولی طرف تمام سعی­اش را می­کند که بیشتر و بیشتر بنویسد . نمی­دانم چه طوری است که دویست تا نقطه و ویرگول و ... را زیر هم می­گذارند که کامنتشان به طول شش متر برسد . اصولن باید این نظردهنده را جزو رسته­ی « دراز آویزان تزیینی » قرار داد ! چون هم به نظرات دراز علاقه دارند . هم آن قدر بی­کار و آویزان هستند که این کارها را می­کنند و هم نظرشان فقط جنبه -ی  تزیینی دارد!


◙ بازهم بیش­تر !

این دیگر  نوبر  زمانه است ! چون وقتی یک کامنت سی سانتی [ واحد اندازه­گیری این کامنت­ها به سانت است . چون محتوا که ندارند ] می­گذارند ، دل­شان راضی نمی­شود و همان را دوسه بار تکرار می­کنند که نویسنده بداند  « این خواننده­ها چند سانت به او علاقه دارند؟ »



◙ تند تند بکن توش !

این هم نوعی از انواع کامنت است ! طرف به جای یک بار فشردن دکمه­ی « پُست » ، تند تند آن را می­زند تا نظرش ده  ـ بیست مرتبه پشتِ سرهم تکرار شود . نمی­دانم چه داستانی ست که آقایان و خانم­ها از این کار [ تند تند بکن توش! ] خیلی کِیف می­کنند !



◙ حالا برگرد !

جان ؟ ... این کامنت­ها اکثرا برای دعوت از نویسنده­هایی ست که قهر کرده­اند و از این­جا می­خواهند مدتی یا برای همیشه ، بروند . اغلب این کامنت­ها حاوی پیام­های « تهدید به خودکشی » ، « اعلام حمایتِ ملی جهت بازگشتِ نویسنده­ی مرحوم » ، « نازکشی » ، و از این جور چیزهاست . ( قابل توجه بعضیها !!! ) 16.gif



◙ خودتو بده بالاتر !

آخ امان از دست این کامنت ­ها ! ... این­ها همان کامنت­های « اول »  و « دوم » ی هستند که در مسابقه­ی بزرگ « سُک­سُک کامنت » دوست دارند گوی سبقت را هم­دیگر بربایند ... واقعا برای طایفه­ای که متوسط میزان تحصیلاتشان ، لیسانس است ، این بازی­ها برازنده و شادی آفرین به نظر می­رسد ! ...  « ماشاءالله به کسی که خودشو بده بالاتر! »


◙ بازش کن !

این کامنت­ها بیش­تر جنبه­ی سوآلی دارند . متن شما هر چه قدر هم ساده و روان و سر راست باشد ، باز یکی آن وسط پیدا می­شود که درباره­ی بدیهی­ترین مسایل از شما سوال کند تا شما آن بحث را بیش­تر و شفاف­تر باز کنید و تشریح بفرمایید !

شما هرچه قدر هم سعی کنید روشن و واضح حرف بزنید ، این­ها کار خودشان را می­کنند . درست مثل شاگردهایی که آخر ساعتِ درس ، از معلم سوآلی را می­پرسند که تمام طول ساعتِ آن کلاس ، معلم داشته درباره­ی همان موضوع حرف می­زده !



◙ آهــــا ...

وقتی در جواب به این دوستان که کامنت­های دسته­ی « بازش کن! » را می­گذارند ، از میان متن خودتان یک بخشی را انتخاب کنید و دوباره برای­شان همان حرف­ها را تکرار فرمایید ، تازه میفهمند که اول باید متن را بخوانند و بعد سوال کنند . چون هستند کسانی که اول سوال می کنند و بعد منتظر می­مانند که یکی متن را برایشان بخواند !



◙ نگران نباش !

برای امتحان هم که شده ، یک متن عاشقانه یا درونی و حسی بگذارید . سیل کامنت­هایی که شما را می­خواهند دلداری بدهند ، سرازیر می­شود . همه تلاش دارند به دوستانه­ترین شکل ، شما را از ناراحتی و نگرانی نجات دهند . اکثرن هم عین همان مسئله را تجربه کرده­اند!



◙ یه کم درد داره

گاهی کامنت­هایی را می­خوانید که بیان­گر گوشه­ای از اتفاقاتِ زنده­گی افراد است . مثلا شما نوشته­اید که من مشکل مالی داشتم ، می­بینید ده ­ها نفر از شما کلافه­تر و بدتر پیدا خواهد شد که شما را به تحمل و صبر در برابر دردهای زند­گی دعوت می­کند ! در این موارد ، اصل بر این است که همه از شما باید بدبخت­تر و بی­چاره­تر باشند .



◙ رفت توش

این کامنت­ها را باید از دسته­ای دانست که فقط جهت تایید هستند . یعنی می­آیند که فقط ابراز کنند « ما نظر تو را فهمیدیم » و حرف شما توی مغز ما فرو رفت . اکثرا هم با علامتِ لبخند ، موافقم ، درسته ، همینه که تو می­گی و ... با شما اعلام همبستگی می­کنند .



◙ دیدی درد نداشت !

شما از شرق بنویس ، برایت از شرق می­نویسند . از غرب بنویس ، برایت از غرب می­نویسند . اصلن بگو : « من ابله­ترین آدم روی زمینم » ، همه تایید می­کنند . بگو « من ابن­سینای زمانه ام » ، همه تایید می­کنند .


حالا یک روز بگو دلم گرفته ؛ کامنت­های دسته­ی « نگران نباش »  و  « یه کم درد داره » سرازیر می­شود .


فردای همان روز ، یک مطلب بگذار که نشان دهد تو سرحالی . همه ادعا می­کنند که آن­ها تو را معالجه کرده­اند و روی زنده­گی­ی ملال­آورت ، تاثیر گذاشته­اند . بعد هم با کمال افتخار تاکید می کنند: «
دیدی همون که ما گفتیم بود! » ... ایرانی هستیم دیگر !



◙ داره میاد !

این کامنت­ها از آن دسته هستند که به شما وعده ­ی سرخرمن می­دهند . یعنی اکثرا می نویسند : « خوندم، بعدا نظر می­دم » ، « الان وقتشو ندارم ، اما بعدا برات مفصل توضیح می دم » ، « جالب بود ولی نظر باشه برای یه وقت دیگه » ، و از این دست .  هیچ وقت هم این « بعدا » نمیاد.



◙ آمد ...

یک سری از کامنت­ها فقط اعلام وصول نوشته­ی شماست . یعنی خیلی شیک به شما اعلام می­کنند که مطلب جدیدت را دیدیم ! همین . حالا چرا من باید بدانم که این­ها مطلب جدید من را دیده­اند ، الله­اعلم !



◙ نیآمد ؟

این دیگر از آن دسته کامنت ­هایی ست که طرف آخر ضایعات است . مثلا می­نویسد « یه صفحه نوشته بودم ها !.. همه­اش پرید ! » ... « آقا من برات کامنت نوشته بودم ، نیآمد ؟ ... » ، « ای وای ! کلی نظر داده بودم ، نیومده چرا؟ » ، و از این دست . خیلی این کامنت­ها را جدی نگیرید. یک نموره خالی بندی اینترنتی ست.



◙ ریخت بیرون ؟

برای این دسته ، چیزی تحت عنوان «  کامنتِ زیر مطلب » ، مطرح نیست. برای آن­ها مهم است که بروند بیرون و توی مطلب اول داد بزنند که مطلب را خوانده­اند. [جایی که کامنت­ها را برای آخرین مطلب می­گذارند و اغلب بیش­تر توی دید است]


این طایفه دوست دارند در عموم بیشتر باشند . الهی من بگردم که این­ها این­قدر اجتماعی­اند!

اگر تازه صفحه­ای را باز کرده­اید ، یا اگر دنبال این هستید که آمار بازدیدکننده­هایتان بالا برود ، اصلا زیر مطلبِ کسی ، کامنت نگذارید . بروید توی صفحه­ی اصلی بنویسید . هم تو چشم­تر است و هم حساب شما را از بقیه ، سوا می­کند!



◙ به سلامتی !

این نظرات فقط برای احوال­پرسی­ روزانه نوشته می­شوند . چه درباره­ی آخرین دست­آوردهای علمی بنویسید و  چه عکس یک گربه­ی کچل را بگذارید، این­ها برای عرض و ادب و احترام ، یا چاق سلامتی می­آیند . همین.


◙ خسته نباشی

بدون شرح ! ... مگر وقتی به یک عمله­ی ساختمانی می­گویی « خسته نباشی » ، شرح هم دارد ؟



◙ خودتو پاک کن !

آخ از این کامنت­ها ! ... این­ها نظریاتی هستند که فقط توسط اهل دل و اهل معرفت برای شما نوشته می­شوند . شما را دعوت می­کنند به تطهیر و پاکی و تقوا و غسل کردن !!! ... انگار سالک و وارسته و عارف و واصل­اند .

این « پیامبران دیجیتال » از آن معجون­های فطیری هستند که لنگه ندارند . اکثرا هم نام و نشان درست و حسابی ای  از آن­ها پیدا نمی­کنید . فقط آمده­اند و آماده­اند که نصیحت کنند .

مشتی آدم که فکر می­کنند بقیه نجس و آلوده هستند ، و این­ها وظیفه دارند که به هر طریقی ارشادشان کنند . اصلا هم ربطی به دین و ایمان ندارد . کافیست شما کمی مخالف میلشان رفتار کنید تا جاروی نصیحت را برای تمیزکردن روحتان ، دستشان بدهید ! حالا روح خودشان را چه کسی جارو می­کند ؟ خدا می­داند !



◙ خوب بود ؟

برای دیدن این نوع کامنت­ها ، کافیست دو روز بروید سفر یا این طور اعلام کنید که دارید می­روید سفر . وقتی برگشتید ، با نمونه­های بارزش ، روبه­رو خواهید شد.



◙ من که می­گم محشر بود !

چرندترین ، مزخرف­ترین ، بی­محتواترین و آبگوشتی­ترین مطلب دنیا را هم بگذارید ، این دسته از کامنت­بازها ، برایتان هورا می­کشند و آن را محشر کبری می­خوانند . آن قدر هم جدی می­گویند که آدم باور می­کند واقعا محشر است !



◙ دوباره می­خوای ؟

این آدم­ها ، یک بار در روز ، یا یک بار در هفته ، یک کامنت می­نویسند و بعد از روی آن کپی میگیرند و برای عالم و آدم می­فرستند . اکثرا هم یا شعر است یا داستان ، چون این دوتا را می شود توی هر سوراخی فرو کرد.



پ.ن :


1-   باز از من سوال نکنید این عکس را برای چی گذاشتم ؟! ... نوشته­های قرمز را پشت سر هم بخوانید ، تا دلیل عکسی که انتخاب شده را متوجه شوید ! 09.gif16.gif ... هر کسی هم که بگوید ممزی آدم بی­تربیتی است ، الهی « جیز » شود ! 04.gif


2-   حالا بفرمایید به صرفِ کامنت؛ ... تعارف نکنید ! مجلس بی ­ریاست . 04.gif


قربون همتون ...08.gif
تا بعـــــد ... 49.gif49.gif49.gif

/ 117 نظر / 92 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پ

خیلی بی مزه بود همچنان نوشتین آدم میگه چه خبره ولی انگار دارن کشک میسابن[زبان]شدیدترش کنین

مژی

واااااااااااااای ی ی ی. دارم می میرم از حشر. بچه ها من یه سکس توپ میخوام.

مینا

سلام ممزی خیلی باحالی ایول خوشم اومد دمت جیز یه کمی هم بی تربیتی بود ها می دونستی طوری نیست همه خودمونی بودیم خجالت نکش با بای

عسل

جون میخوام بکنی توی من آبم بیاد جیگر کیرررررررر میخوام کلفت باشه آآآآآآآآخ آبم داره میاد

*Shakila*

خیلی منحرفی[قهقهه]عالی بودممزی به منم سربزن[چشمک]

حوا

وایییییییییییییییییییییییییییی .....حالم بهم میخوره درددارم

شیما

خیلی باحال بود من از اولش کلمات قرمز رو میخوندم عالی بود ممد

شیما

خیلییییییییییی حشریم کردی اااااااااااخخخخخخخ میخاااااااااااام کلفته کلفتشومیخااام