حرفهایم با کوچولو



می دونی کوچولو ... هرجا رفتم احساس کردم یه چیزی نیست ... که بودنش خیلی ضروریه ... یه چیزی که انگار همین الان رفته باشه ... یه چیزی از جنس هیچ چیز ... چه جوری بگم ... نبودن ِ این یه چیز ... هیچ وقت نذاشت من بودن ِ چیزای دیگرو ببینم ...

 الان وقتی که دارم دفتر نقاشی تو ورق می زنم ... می بینم باز یه چیزی نیست ... خیلی از شکلها رو اشتباه کشیدی ... خورشیدی که وسط ِ آسمونه ... نارنجی رنگ کردی ... و به جز کلاغ ... پرنده ی دیگه ای ... تو آسمون نکشیدی ... نمی خوام تو ذوقت بزنم ... اما بذار یکم نقاشی یادت بدم !  ...

خوب گوش کن ! ... برای داشتن ِ یه مثلث ... سه تا ضلع لازمه ... اگه بخوای به این فکر کنی ... که اهمیت کدوم ضلع بیشتره ... هیچ وقت فرصت نمی کنی یه مثلث بکشی ... یا وقتی که دایره می کشی ... یادت باشه ... فاصله ی همه نقطه ها از مرکز ... به یک اندازه باشه ... شاید دلت بخواد بعضی نقطه ها شو ... نزدیک تر به مرکز بکشی ... اما یادت باشه ... دیگه دایره نکشیدی ! ...

می دونی کوچولو ... شکل کشیدن ... خیلی کار ِ سختیه ...  من اگه معلم بودم ... همه ی خط کش ها رو از بچه ها می گرفتم ... بجاش پاکن می دادم ! ... آخه پاک کردن خطهایی که اشتباهی کشیده شده ... مهمتر از کشیدن ِ خطهای جدیده ... ولی خب ... معلمها همیشه به فکر کشیدن همون خطهای قدیمی اند ...

اما با این همه ... سعی کن جرات ِ اشتباه کشیدن رو داشته باشی ... آخه بعضی وقتا ... ترس از اشتباه کشیدن ... باعث میشه ... تا آخر ِ عمر ... جرات نکنی به قلم دست بزنی ... پس نترس ... مداد ُ بردار بکش ... پاکن هم همینجاست ... بکش ببینم چه می کنی ! ...قلب



پ.ن :


1 -  یادش بخیر ... کوچولو ... از خداحافظی ای که کردی تا الان دقیقا 62 ماه میگذره ... یعنی برگشتی ؟؟خیال باطل

2 -  برای شما دوس جونا ( خصوصا جدید ترها ) هم توصیه میکنم حتما روی نوشته محبوب ترین مطالب کنار وبلاگ کلیک کنید تا پنجره مخصوصش بعد از لود شدن کامل براتون باز بشه و بتونین بقیه حرفهایم باکوچولو رو بخونین و باهاش آشناتر  بشین نیشخند

3 -  من چیزی نمیگم ... شما بعد از خوندن این مطلب با کوچولو چه حرف دیگه ای دارین ...

4 -   باز هم میگم از حرفهای قبلیم با کوچولو غافل نشین ...مژه


قربون همتون ...بغل
تا بعد ...قلب

/ 83 نظر / 97 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملوس جون

این روزا برام دعا کن...

فریاد

سلام. كوچولو...[ناراحت] نمي دونم.. طاعاتتون قبول درگاه حق.. همچنين اعمال اولين شب قدرتون..وبلاگ جالبي دارين...نمي گم زيبا چون از اين نوع نظر دادن خوشم نمياد...[شوخی] اولين باره اينجا ميام..و البته خوشحالم.. مطالب رو كامل مي خونم و باز هم مزاحم مي شم... ماهم كلبه ي درويشي داريم.. در اخر التماس دعا در اين شب ها... ياحق اما مطالبتون جالبه...و بعضي جاها نيش ترمز مبهم داره

س

سلام چطوری من خیلی وقت بود نیومده بودم این طرفا قالب با مزه ای ساختی نوشته هاتم مثل همیشه دلنشینه فکر کنم عاشق شدیا..اوخخخییی راستی برادرت چطوره؟مادرتون بهتر شدن؟ سلام برسون[خداحافظ]

سیب مهربون

ممنون ممزی جان ممنون ممنون خدا دعاهاتو قبول کنه... همه آرزوهای خوب برای تو و خانواده ات و هر کی که دوسش داری من بیدار موندم تا عزیز جون بی سحری روزه نگیره الان هم به دخملم شیر بدم می خوابم یه کم حالم خوب نیست تازه بیرون بودم و دیدم تو شهرک م ا هم شلوغ بود مرسی به یادمون بودی التماس دعا[گل][گل]

سیب مهربون

راستی یاهو مسنجرم نصب نمیشه.. دیوانه شده شاید با گوگل کانکت شدم [گل][گل]

سبا

سلام و کم پیدایی جریان چیه ؟

سحر

کجایی تو؟؟؟؟؟؟؟ناپدید!

فریاد

سلام. طاعاتتون قبول حق.. اولا حاج اقا نه و حاج خانوم[عینک] دوما اون نيش ترمز ها اينجوري نيش ترمزن...اگه بگم كه ميشن ترمز همگاني... همون بهتر كه تو دست انداز بمونن...حاج اقا![شوخی]مرسي از لطفي كه داشتين... لينكتون هم مي كنم تازه..[نیشخند] درپناه حق.. ياعلي

SAHAR

همینجوری دلم خواست بیام بخونم! بتو چه!![نیشخند] نوع نگارش پستهای کوچولوت خیلی قشنگه.[چشمک] موفق باشی