چاک خوش شانس ... Good Luck Chuck


سلام ... نترسین بابا  ... یعنی از ترجمه عنوان مطلب نترسین ... توضیح میدم ...

سریع هم میرم سر اصل مطلب ...نیشخند

 این قضیه مربوط میشه به یکی دو ماه قبل که من دبی بودم ... اینترنت خونگی ما سرعتش یک مگابایته و محدودیت حجمی نداره ... بنابر این در مقایسه با سرعت اینترنت پرسرعت خونگی اینجا مثل اینه که من تو ایران یک فایل 400 مگابایتی رو تو 400 دقیقه دانلود کنم ... اما تو دبی ... تنها در 60 دقیقه .عینک

 بخاطر همین تو این مدت که اونجا بودم ، در حین کارم و اوقات فراغتم تو خونه ، فایلهایی که میخواستم و دانلود کردم ... چیزی بالغ بر 60 فیلم با کیفیت DVD  بعلاوه کلی کلیپ و این حرفها .

 یکی از همین فیلمها که میگم ، عنوانش ، تیتر همین این نوشته ست ... جریان فیلم مربوط به کودکی های یک پسره به اسم " چاک " ، که تو بازیه بطری بازی ] یک بطری خالی رو رو زمین میچرخونن ... بار اول به هر پسری که افتاد باید بطری رو بچرخونه و به اولین دختری که جهت سر بطری نشانه رفت باید تریپ خفن بریزه ... اونهم تو کمد دیواریه خونه هه ... [   با یه دختری هم گروه میشه که اصلا حال نمیکرده باهاش ... و خلاصه تو کمد دیواری بهش نه میگه و در یه حالت خفن تو سن 12 سالگی از کمد میزنه بیرون و میگه که من نمیخوام با این برم تو کمد و این حرفا ...  !!!فرشته

که دختره بخاطره رفتار چاک ، همونجا توی جمع نفرینش میکنه و میگه که : من تورو طلسم میکنم : که در آینده عشق عین ریگ دور و برت زیاد بشه ... اما با هیچ کدومشون نتونی تا آخر بمونی و ... !!!ناراحت

بعد در آینده ( حال حاضر پسره ) رو نشون میده که دوست دختر داره و کلی باهم تریپ خفن دریم رام رامی دارن ... اما وقتی رابطه تا این حد جدی میشه که به جریانات رخت خوابی میکشه ... یهویی دخترا بعد از این قضیه دوستیشون با پسره بهم میخوره و ترکش میکنن ... جالب تر از همه اینه که : تو ارتباط بعدی دخترایی که با چاک قطع رابطه کردن ، با نفر بعدی ای که میاد تو زندگیشون ، با همون ازدواج میکنن و خوشبخت میشن ...خیال باطل

و این یعنی تا ارتباطی میاد شکل و بوی جدی و خیلی صمیمی به خودش بگیره ... بعد از اولین حرکت عشقولانه ای خفن از طرف چاک ... طرف میزاره و میره و در نهایت مزدوج و خوشبخت میشه .خیال باطل


خلاصه نویسی داستان اینه که : تمامی ارتباطهایی که با چاک ، چاک به چاک میشه ...  در نهایت ، دختره میزنه به چاک ... !!!خنده


... بعد از مدتی توسط دوست چاک ( یه پسر کپل مپل که تو بچگیاش تو همون بازی بطری بازی شرکت داشته و در حال حاضر شغلش : جراح پلاستیک  " می می " بوده  و کلی برای خودش عشق و حال میکرده ... !!!خوشمزه ) ،  کاشف به عمل میاد که قضیه از همون طلسم ممکنه بوده باشه و از طرفی بعد از تحقیق در آینده تمامی افرادی که با چاک ( اسم پسره ) بودن ... ، خوش یمن بودن چاک برای دخترا محقق میشه و خبر توی اینترنت می پیچه و از فرداش ، تمامی مشتریهای دندانپزشکی چاک از پیر مرد و پیر زن های بی دندون سابق ، مملو از دخترکان جوانی میشه که ایندفعه با هدف دیگه ای میومدن دندونپزشکی ... از خود راضینیشخند


این داستان با سوژه منحصر به فردش ،  پر از نکات و دیالوگ های نغز و خنده دار و در عین حال آموزنده ای میتونه باشه ... بیشتر توضیح نمیدم ... چون خانواده از اینجا رد میشه ... فقط یکی از محبوب ترین صحنه های این فیلم از نظر من وقتیه که : چاک از خود بیخود میشه و این امر بهش ثابت میشه که توانایی خوشبخت کردن هر دختر و زنی رو بخاطر خوش یمن بودن در اون قضایا ( رابطه عشقولانه در حد اعلا ) رو داره ...،  و تصمیم میگیره همه دخترایی که سراغش میان رو خوشبخت کنه ... و حالاست که شیطونی خاص رو با هر کسی به یک شکل و فرمتی که دوست داره انجام میده ، تو یکی از اینها چاک با دختره در حال شیطنته ، در حالیکه دختره داره با عشق مجله لباس عروس ورق میزنه و برای فردای خودش لباس عروس انتخاب میکنه خیال باطل... یا هینطور وقتی که چاک برای کل کل و اثبات این قضیه که : " آیا خوش یمن هست یا نه ؟؟ " ... با بی ریخت ترین و بد هیکل ترین دخترها هم برنامه میزاره که ببینه در آینده اونها هم خوشبخت میشن یا نه ... ( این حس خیر خواهیش منو کشته ... بازم بگین این آمریکاییها جنایتکارن ... )نیشخند

فکـــــــــر کن ...

...
..
.

Good Luck Chuck 2008

 

من که این فیلم رو دیدم ... جدای دیالوگ ها و صحنه های به شدت خنده دارش ... ناخودآگاه به فکر فرو رفتم ... چرا که سوژه داستان چقدر شبیه به زندگی خودم بود تعجب...

آخه خدا وکیلی الان که یه فلش بک میزنم میبینم همشون به یک ماه نکشید که : یا رفتن خونه بخت ، یا خونه آخرت یا به آرزوشون رسیدن و رفتن به دانشگاه ... و  با دوست پسر بعدیشون یا تو همون دانشگاه ، یا خارج از اونجا ... لاو ازدواج و این صحبتا شدن ، یا دوست پسر سابقشون که خیلی دوسش داشتن برگشته سراغشون و خلاصه یه جورایی رفتن پی خوشبختیشون ...خیال باطل


آخریشم همین چند هفته پیش بود ... که طرف بهم پیغام و پسغام داد و گفت ... ممزی ... دستت درد نکنه ... تو تو زندگی من اومد داشتی !!!تعجب ... ( حالا من کجای زندگیش بودم ، که خودم خبر نداشتم ، خدا میدونه …سوال ) فقط خواستم ازت تشکر کنم بابت این مدت و در آخر هم خداحافظی کنم ... چون راستش یه پسره خواستگارمه که
Full Option  هست و خلاصه دوستم داره ... البته من هنوز دو دلم و تصمیم نمیتونم بگیرم ... اما ممکنه تا ماهه دیگه با هم نامزد کنیم  ... تا اینو گفت ... گفتم : گودلاک چاک ... گفت : چی ؟ ...

گفتم هیچی ... !!! ... جدی جدی خوشحال شدم که داری میری سر زندگیت  ... ایشالله که به پای هم پیر بشین و از این صوحبتا بعلاوه چند تا نصیحت دوستانه و کاربردی ... اونم تشکراتی کرد و در نهایت آرامش مثل بقیه رفت سر زندگیش ...خیال باطل

باحالترش اینه که فقط و فقط در حد چت بود ... نه بیشتر ... چون رابطه تعریف شده بود مثل همه رابطه ها ... خیلی خوب بود ... خودمم خیلی حال کردم از اینکه خوشبخت شده و لا اقل بوی خوشبختی میده حرفهاش ... و در نهایت رفت سراغ زندگیش ... و از همینجا براش آرزوی خوشبختی میکنم ...خیال باطلفرشته


جالب تر اینکه یکی دیگه از دوستای صمیمیم هم که این فیلم رو بعد از من دیده بود و از ورودی و خروجی آدمهای زندگی من با خبر بود و آیندشون رو هم دنبال میکرد ... بهم همین حرف و زد و گفت : " این چاک ، نمونه خارجیه ممزیه ... البته از نوع اسلامیش ... " ... صلوات ...نیشخند


البته فکر نکنین که من تا اون حد مثل "چاک" انقدر بی شعور و پست و جنایتکارمها ... نه ... من نه دندونپزشکم ... نه متخصص جراح پلاستیک " می می " ... نه یک جنایتکار ... من یک وبلاگ نویس ساده و یک فارق التحصیل ساده از شهید بهشتی بودم ... اصلا من اشتباهی بودم ...ناراحت


 حالا جالبه بدونید ، بعد از اینکه این فیلم رو دیدم ... این امر بر منم مشتبه شد که میتونم کسی رو تا این حد و البته این مدلی خوشبخت کنم ... تازه تو ایران هم که نبودم ... کلی هم آزاد ... اما مثل اینکه بار باز هم هم خدا دوستم داشت و دست تقدیر یه طور دیگه رقم خورد که دامنم به گناه یا به قول بعضیا ، جنایت ، آلوده نشه.لبخند

چون بطور اتفاقی ، دیدن فیلم بعدی ای که همزمان با فیلمی که داشتم براتون تعریف میکردم ، دانلودش تموم شده بود و آماده دیدن بود و منو از همه تصمیمات و توهماتی که در سر داشتم منصرف کرد ...لبخندنیشخند


این یکی فیلم رو تو نوشته یا نوشته های بعدیم خواهم گفت ... شما هم تو این فاصله یه استراحت به چشمهای قشنگتون بدین ، بد نیست ...قلب


چاکتون ( دهنتون ) همیشه باز و خندون باشیدخندهخنده
چاکــر همتونبغلقلبقلب

تا بعد ...قلب

/ 98 نظر / 724 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مخلوق

سلام دوباره داستان شب پرواز رو من قبلاً جايي خونده بودم[چشمک][چشمک][نیشخند][زبان]

سولماز

سلام خوبید؟من سولمازم .خیلی وبلاگ جالب و خوندنی داشتین.اگر امکان داره میخواستم در زمینه وبلاگ نویسی کمکم کنین.ممنون اگر وقت داشتین منتظر میلتون هستم.

بهار

سلام . چطوری . [نیشخند]

جوجه

عجب چاک خوش شانسی!!!!!!!!!!!!!! [تعجب][تعجب][تعجب] بابا خوش شانس (با شما هستم این یکی رو دیگه) چه غلطا .... خودت رو با چاک مقایسه می کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[قهقهه] دیگه چی؟؟؟؟؟؟ بمیرم اینطوری که تا آخر عمر عزب میمونی که پسر (عزب رو درست نوشتم ؟؟؟ [عینک] اولین باره ازش استفاده می کنم [نیشخند][خنده]) خلاصه از این فکرای مشتبه و اشتباه واسه ما نکن ! حالا میبینیم عاقبت ممزی ما هم چی میشه![چشمک]

کاملیا

سلام ممزی...خوبی؟؟؟کجای این نوشته شبیه منه؟؟؟ هان هان هان؟؟؟[نیشخند] دیگه نبینم خالی ببندیااا[چشمک]

منیره

این تیکه اش خدا بود : آخه خدا وکیلی الان که یه فلش بک میزنم میبینم همشون به یک ماه نکشید که : یا رفتن خونه بخت ، یا خونه آخرت یا به آرزوشون رسیدن و رفتن به دانشگاه ... و با دوست پسر بعدیشون یا تو همون دانشگاه ، یا خارج از اونجا ... لاو ازدواج و این صحبتا شدن ، یا دوست پسر سابقشون که خیلی دوسش داشتن برگشته سراغشون و خلاصه یه جورایی رفتن پی خوشبختیشون

ایمان سیستانی

با سلام خدمت شما دوست عزیز ازت می خوام فیلم good luck chuck رو کامل تعریف کن ازت ممنون میشم اگه اینکارو بکنی و بفرستی به میل من چون فیلمش گیرم اومده ولی ده دقیقه آخرش رو نمیاره که اصل فیلمه داخلش هست با تشکر دوستدارت ایمان

ندا

:)) خیلی باحال بود :))

ناهيد

سلام بامزه بود نوشته هات!

سارا

منم دیدم باحال بود