اومدم باز اومدم

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سلام بچه ها ...  حسابی شرمنده که نشد تو این مدت چیزی بنویسم ..... آخه بدجوری گرفتار بودم .

 

در حقیقت شرمنده دلم و خودم شدم که نتونستم حرفهایی رو که دلم میخواست رو برای خودم و همچنین شما ها بنویسم ....

 

تو این مدت که نبودم برای 15 روز توی یکی از ستادهای اتنخاباتی مشغول امر تبلیغ بودم  .... نه که برای پولش ... چون دیدم مملکت به من نیاز داره و بخاطر همین مسئله وارد عمل شدم ...

 

البته من به تنهایی نبودم ... به همراه 3 تا دختر گرافیست که هر سه تاشون منو میشناختن ( یکیشون وبلاگ نویس بود و اون دوتای دیگه هم از زیر مجموعه های من توی شرکت تجارت الکترونیکی یا همون نت ورک مارکتینگی که کار میکنم بودند ).09.gif

 

خلاصه که جمع یکدست و ردیفی بودیم .... توی یه ساختمون نوساز واقع در میدان هفت تیر ساکن بودیم و بطور کلی یک واحد کامل در اختیارمون بود .... اولش فقط تا ساعت 6 و 7 بعد از ظهر برنامه بزن و بکوب داشتیم تا روزی که بچه های دیگه ( مثل واحد زنان ) در طبقات پایین تر از ما وارد شدند ... قیافه هاشون فراتر از فاطی کماندو و اینا بود ... یه جورایی عین اینایی بودن که چشم بسته اسلحه رو باز و بسته میکنن .... حالا بچه های اکیپ ما همه با مانتو شلوار بودند و حجابشون هم که ماشالله نگووو  ( البته در مقایسه با اونها ما کافر بودیم  ) ولی در کل حجاب معمولی مثل همه دخترای جوون امروزی داشتند .....

 

کار ما اونجا طراحی پوسترها و بروشورهای اون کاندید بود که از نظر طراحی و شکل ظاهری کاملا متفاوت با بقیه نامزدها بود ..... حتما خودتون فهمیدین کی بوده طرف .....

 

البته متاسفانه طرف رتبه چهارم شد تو دور اول و به دور دوم نرسید ..... ( فکر کنم عاملش این بوده که من تو دوره اول به هیچ کاندیدای دیگه ای رای ندادم )03.gif

 

 

تو این مدت 15 روزه کلی خندیدیم  ... اما در آخر کمی تا قسمتی حالمون رفت تو قوطی .... چون انگار جدی جدی حمالی مفت کرده بودیم و دیگر اینکه طرف نتونست رای بیاره .... تنها مزیتی که برامون داشت همون N   عدد سی دی اینترنتی بود که گرفته بودیم ...... همین .....26.gif

 

 

راستی کار جدیدم تو شرکتی که گفته بودم در بخش پژوهش هست و کلی دارم تجربه کسب میکنم در عین راحتی و حال و هولی که دارم ....14.gif

 

در ضمن احتمالا اواخر این ماه یا شاید شهریور ماه به زیارت خانه خدا مشرف بشم ..... 04.gif

فکر کن من برم مکه ..... اونوقت مکه کجا بره ... نمیدونم  .....06.gif

 

فکر کن وقتی برم و برگردم چه خاطره هایی میتونم داشته باشم 32.gif..... تیترهاش که میاد تو ذهنم خندم میگیره .... خودم موندم چرا به همه چیز انقدر فانتزی نیگاه میکنم ....04.gif09.gif

 

مثلا در آینده میخوانید :

 

حاج ممز در حال دویدن میان صفا و مروه لُنگش به نرده ها گیر کرد و باز متانتش زیر سوال رفت .08.gif

 

حاج ممز تو غار حرا قایم شد و یه بنده خدایی که داشت نمار میخوند رو ترسوند .16.gif

 

حاج ممز ناخود اگاه تو مخ دختر خدمتکار خوشکل هتلی میرود که هر روز اتاقش را تمیز میکند ؟؟؟( استغفرالله .... اونجا هم باید ثواب کنیم ما )04.gif چقدر خدا دوستم داره ... تو خود مکه دوباره ثواب هزار تا حج دیگه برام مینویسن ... مکه در مکه یا ثواب در ثواب به این میگن (‌یاد بگیرین ) 18.gif

 

 حاج ممز بعد از زدن 7 سنگ به شیطان بقیه سنگهایش را تو  سر و کله مردم میزند .... یا شاید هم فحش خوار و مادر به شیطان بدهد ...19.gif

 

حاج ممزی که در بین صفا و مروه .... خود صفایی دگر پیدا کرد و از لعل لبش مصفا گشت .. ( صلوات )

 

 

خوشبختانه مراسم کچل کنون رو ندارم .... وگرنه کلی سوژه براش داشتم که اگه بگم میگین آخر دیوونه هام ....

 

 الان فقط یکیشو میگم 09.gif

 

راستش میخوام وقتی میرم مکه ( واجب نه عمره ) .... میخوام کله مبارک را اپیلیدی کنم یا همون اپیلاسیون .... فکر کن یه خورشید دیگه هم تو مکه در میاد .... اونم کله منه .....18.gif

 

دوست دارم ملت رو هم آزار بدم .... مثلا یه تیکه یخ بندازم تو لنگ ملت تا ناخوداگاه تو اون گرما اونجاشون مور مور بشه و خودشونو خراب کنن .... بعد مجبورن ضمن اینکه منو دعا میکنن ( چون یه حالی بهشون دادم ) .... منو نفرین هم بکنن چون دوباره باید وضو بگیرن و دوباره طواف کنن ....

 

 

خلاصه با این توصیفات اگه همونجا موندنی شدیم دیگه حلالمون کنین . . شاید با  انجام این کارا همین عربهای جاهل مچم رو گرفتن و  ترتیبمو دادن و دیگه حسسسابی عفت جونم به Fuck  بره ..

 

 

بی خیال .... راستی برنامه دارم که حداقل هر 7 روز یک آپدیت داشته باشم هرچند کوچک .

 

در آخر هم یک نوشته رومانتیک براتون مینویسم تا یکم حال و هواتون بارونی بشه ( از اون بارون نجسا نه ها ..... بارونی که از چشماتون میاد  ....

 

 

لطفا کمی با حوصله و احساس بخونید ... تا حس منو هم بفهمین 02.gif.....

 

 

 

دورترین ستاره ی خاموش شب

 

 

دلم می خواست یه روزی
مثل پرنده ها شم
برم رو آسمونا ،
آدم قصه هاشم
ستاره شم توی شبای تاریک
صدای پا تو کوچه های باریک
ترانه شم روی لبایخسته
یه دسته گل پشت دری که بسته

چیکار می کردم اما ؟
من که صدانداشتم
دل پر شوق پرواز
پر و بالی نداشتم !

روزا گذشت و اینپرنده
پر و بالش دراومد
منتظر شکوفه ها موند
اما بهار نیومد !
بهارو تونگاهش ، توی خیال سردش
می گشت و پیدا نمی کرد
دلش گرفت از آدما ، تو خود شکستبی صدا

بهار اومد پرنده های دیگه
رفتن به آشیونه
ستاره ها چشمک زدندوباره
شبا همش داره بارون می باره
کوچه باریک پر از صدا شد
درای بسته ،وا شد
ترانه ها روی لبای خسته نشستن و
زمزمه ها شروع شد

حالا من هستمو این و پر بال بی رمغ
که باید تا آخر راه بکشم
با خودم میگم یه روز ،
همهفکرم این بود
لذت پروازو من هم بچشم
ولی امروز که می خوام بپرم
شوق پروازنمونده به تنم !
این منم دورترین ستاره خاموش شب
که یه آرزو نداره نه به دل ،نه به لب 02.gif17.gif17.gif

 

 

 

قربون دل همتون برم ..... که انقدر لطیفه .....

 

07.gif10.gif07.gifمیبوسمتون ..... ممزی07.gif10.gif07.gif

 

 

/ 26 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
binam ::..* من و شعرهايم *..::

از دل افروز ترين روز جهان خاطره اي با من هست به شما ارزاني:/ سحري بود و/ هنوز گوهر ماه به گيسوي شب اويخته بود/ گل ياس/ سلام مهربون ... اميدوارم حالت خوب باشه ... به روز هستم بی صبرانه منتظر حضور سبزت هستم ... موفق و پيروز باشی

SAHAR

سلاممم حاج آقا...کلک نگفته بودی قراره توبه کنی!!!خدا به داد دخترهای عربستان برسه آخه ممزی داره مياد...اونجا رفتی شيطونی نکنی ها...بدشم منظورت از تو ديگه چرا چی بود؟؟؟به من نمياد دپرس باشم؟؟؟؟خوش باشی جيگولوی من!!

دريا

سلامی به آرومی موج دريا/ ممنون حاج محمد عزیز كه به من سر زدی......جالب بود حاج آقای آینده ....با اینكه دلم خیلی گرفته بود ولی كلی خندیدم ......قشنگ نوشتی....موفق باشي حجی

*setare*

دوست خوبم سلام.ممنونم که بهم سر زدی و اظهار لطف کردی.راستش منظورتو از اينکه وبلاگم هيچی نداره نفهميدم.ميشه شفاف سازی کنی لطفا؟

*setare*

راستی رفتی مکه ما را هم دعا کن.شيطونی هم نکن.چون ممکنه يه وقت اونجا موندگار بشی!!!!!!!!!!!اونوقت ما بدون ممزی چيکار کنيم؟شعرت هم عالی بود.اصولا هر مطلبی که حرفی از ستاره توش باشه محشره!!!!!!!مگه نه؟(چشمک)تا بعد!

minoo

جالبه !!!! خيلی احساسات قوی داری

elahe

salam man dobare barat minevisam baraye eenke mikhastam begam bedoon gharar didamet daghighan hafte pish 2shanbe

behnaz

سلام بايد رفت بايد از ماهی در تنگ آب راه دريا را پرسيد

mostafa agha

سلام ميدونم هيچکدومتون خسته نيستين ماشاالله پس نميگم خسته نباشين خوب اين قانونو شنيدين که مفاد اون از اين قراره: اگه به عشقتون بگين قربانت بشم عزيزم ۲۰ضربه شلاق اگه بگی قربونت بشم خوشگلم۷۰ضربه شلاق ولی اگه بگی قربونت بشم اللهی شلاق نداره چون اسم خدا توشه

نيما

خداييش اشكم در اومد من 15 سالمه 1 ساله كه عاشق شدم عاشقه مريم جونم ولي مثل اينكه بايد غصه هام رو به گيتارم بگم