مرده شور


صدای جیغ لولای در ، مثل زن گیر افتاده در کوچه بن بست و یا زوزه سگ توله مرده ای

هر چقدر هم که نحس باشد خوبی اش این است که خبر آمدن میدهد . هر کسی بجز خودم . بویسیگار و کافور که بیاید یعنی شوهرم آمده . مرده های امروزش راهم شسته . کافور زیادیرویشان ریخته و تیکه کهنه پاره در سوراخهاشان فرو کرده که کثافات لش بیرون نریزد وکفن را به لجن نکشد . مرده که حالیش نمیشود.
سیگار بهمن ارزانتر است. میگویدنأشگی اش هم بیشتر است. ولی بوی زهر مار میدهد . شاید برای عید امسال باید چند تاوینیستون بگیرم که حداقل شب عید بوی مرده کافور خورده خوابیده در کنارم راندهد.
مادر میگفت خوبی اش این است که دیگر فامیل بابت مرده هاشان پول نمیدهند، اما ای کاش یک نخ وینستون می دادند در عوض اجرتش . یک نخ که تاثیری ندارد در زندگیشان . عوضش این مرد کلی احساس مردی می کند جلوی ضعیفه اش . خر که نیستم ؛ میفهمم کهناراحت است که بوی مرده و سیگار خانه را برداشته . شاید بجای یک بار نوبت غسل مس میتچند بار زیر آب سرد مرده شور خانه میرود که بوی کافورش کمتر شود . شبهای جمعه خودشرا گل مالی هم میکند . مویش که بوی گل میدهد میفهمم . خر که نیستم . اما اگر دهنش راهزار بار هم با گل بشوید باز هم نفسش بوی پهن سوخته میدهد . خودش هم میداند و وقتیکنارم هست حرف نمیزند . میگذارد وقتی مشغول عوض کردن کهنه بچه هستم حرف میزند که بوینجاسات بچه بر بوی دهنش غلبه کند . خر که نیستم میفهمم . تازه این را هم فهمیدم که اوپی برده که صدای جیغ زن مانده در کوچه بن بست و یا زوزه سگ توله مرده اذیتم میکند.  صبح که می خواهد برود چند تف می اندازد به لولای در . ای کاش در خانه چند تا درداشتیم ...
مادر میگفت خوبی شغلش این است که همه بالاخره یک روزی کارشان به دکانشمی افتد . برای همین هم همه تحویلش میگیرند که وقتی مردند خوب بشوردشان . مگر اینجماعت فکر مردن هم میکنند که به فکر بعد از مردن باشند و افتادن زیر دست این شوهربیچاره ؟ مگر همین کل جلال نبود که تا زنده بود دنبه ها را میکرد توی خورجین الاغ. حالا هم که مرده هیکل همچون گاوش نصیب این بیچاره شد که بشوردش . ای کاش مزد مردهشورها را روی هیکل مرده میدادند که این مرد وقتی میآید خانه ، دستش به کمرنباشد .
مادرم میگفت تازه خودت هم که مُردی دست غریبه نمی افتی . بالاخره شوهرت هستو محرمت . خودش میشوردت . وای ... یعنی تن من را هم باید این بیچاره بشورد ؟ مُزدش را کیمیدهد و یا همان سیگار وینستون را . برای همین بود که یک نخ وینستون از دکان مش باقردزدیدم . وقتی فهمید اخم کرد . ترسیدم و بچه را بغل کردم . یک بار دیگر هم اخمش رادیده بودم . وقتی بچه رفته بود سر گونی کافور ها و میریخت روی سرش . خر که نیستمفهمیدم که چشمش هم قرمز شده بود . ترسیدم غالب تهی کند . مرده شور است که باشد ، اگردیر جنبیده بودم پس افتاده بود . مرده شورها هرچقدر هم کافور دیده باشند و بویش شدهباشد مُشک وجودشان ، وقتی روی سر بچه شان ببینند سنگ کوب می کنند.
راستی چرا مادرمنگفت که مثل زنهای دیگر نمیتوانی بروی سر کار شوهرت ؟ فقط میتوانم تا دم امام زادهبروم آنهم سر ظهر آن هم برای بردن نهارش . هرچند که یکبار دیدمش . از پشت دیوار . ازسوراخ هواکش مرده شورخانه . مثل مرده ها لخت بود و فقط دود سیگارش متمایزشمیکرد .
چرا مادر ها همه چیز را به دختر ها شان نمیگویند ؟؟  مثلا چرا مادرم نگفتاگر یک روزی شوهرت زودتر از خودت بمیرد کی قرار است بشوردش . دهات ما که همین یکامام زاده را دارد و امام زاده هم همین یک مرده شور را ... بیچاره چند بار میخواستیادم بدهد مرده شوری را که زنهای مرده را به دهات بالایی نبرند برای شستن . میگفت توهم یاد بگیر . البت نمی گفت برای پولش . هرچند که آن هم مهم بود .
مگر دهات ما چند تا
مرد دارد . تازه هر کدام هم هفت تا جان دارند .
شاید بیچاره فکر چنین روزی میکرد
 .چنین روزی که صدای جیغ زن مانده در بن بست و زوزه سگ توله مرده در بیاید و لی نهبوی کافور بیاید و نه سیگار بهمن . خر که نیستم میفهمم چرا اینبار جنازه را آوردندخانهء مرده شور .02.gif


پ.ن:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

1.       حتما در خبر نامه وبلاگ عضو بشین ، تا کلی خبر توپ " خاص باالممزی " بدستتون برسه .09.gif

2.       تا بیست و سوم امتحان دارم و تا الان نمره زیر 17 نداشتم ... خدا بقیه ش رو بخیر بگذرونه.

3.       از بیست و سوم به بعد دیگه به همـــــــــتون سر میزنم و از خجالتتون در میام .03.gif04.gif

قربون همتون ... 10.gif07.gif

تا بعد ...07.gif08.gif23.gif

/ 62 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر(باروون بهار)

سلام............ خوبی.......؟؟؟ مثل هميشه جالب و قشنگ نوشتی....!!! حالا راستش رو بگو.... کمترين نمرت چند بوده......؟! اميدوارم موفق باشی............. منم آپ کردم........... يه سر بيا....... منتظرتم............ بای......

نيلوفر

سلام داستانه جالبی بود. راستش چون وقت چک کردن ايمل و اين حرفا ندارم در خبر نامت عضو نميشم. اما ميدونم هميشه جواب کسايی که به وبلاگم سر بزننو تند تند ميدم. موفق باشی.

Maryam

خيلی جالب بود . به منم سر بزن خوشحال ميشم

سراب عشق

اي بخورده خون من هفتاد سال ... اي ز تو رويم سيه پيش كمال! خرج كردم عمر خود را دم به دم ... دردميدم جمله را در زير و بم واي كـــــــــز ترّي زيرافكند خُرد ... خشك شد كشت دل من، دل بمرد!

مجيد زمستون

خيليييييی داستان باحالی بود .. ايول ... نکته مثبتش اين بود که قبح مرده شورو تو شخصيت اين يارو به کلی از بين برده بودی !!

سلام پس اين خبرنامه چی شد نمی خوای چيزی بفرستی زودباش ذيگه

dokhtare kebrit foroosh

saaalaam!merC ke sar zadin!dokhtare kebrit foroosh rafte iran!vali bejash gholi UP karde!hatman sar bezanin

آرمان

سلام ممزی خانمصاحبتو خوندم...بابا يه وقتی هم برا ما بزار بيايم دس بوس...معروف شدی تحويل نميگيری؟

سحر

o my godddddddddddd.didi mordeshora che badan.aslan bavaram nemishe zane bicharasho begoo ke alaki delesh be hale shoharesh misookhtttttttttt.khoda akhar aghebate mordeharo be kheir kone.makhsoosan morde age zan bashe