چه خوب ميشه اگر همه با هم مشغول کار خیر بشيم


سلام ... حالتون که ان شاءالله خوبه ؟؟؟ ...
معلومه بعد از یه هفته عشق در کردن ، مگه میشه حالتون بد باشه ؟؟؟04.gif
برای دخترا و پسرایی هم که همزمان با چندین نفر لامپ ترکوندن هم که دیگه چه بهتر03.gif

الان میخوام ادامه حرفهایی رو که تو مطلب قبلی میخواستم بزنم و نزدم رو بزنم ، ضمنا لازم به توضیحه که : فعل تعریف خیلی از جمله هام به طبع ، تبدیل به زمان گذشته میشه نه حال ... اینجوری از یه سری جهت ها بهتر میشه ... حالا در ادامه خودتون به این حرفم می رسین .

قضیه از این قراره که یک روز قبل از نوشتن پست قبلی ، چندین اتفاق ناخوشایند رخ داد 02.gif

اولیش که دور از این خونه ها ( حتی خونه شما ) باشه این بود که : متاسفانه پسر یکی از اقوام دور مادری من که یک پسر 19 ساله واقعا معصوم و پاک بود ، بدلیل بیماری سرطان مغز استخوان بعد از حدود 4 سال دست و پنجه نرم کردن با این بیماری ، دل از دنیا برید و عازم سفر ابدی شد .

شنیدنش دل من یکی رو به درد میاره ( بقیه رو نمیدونم )... چون یه پسر پاک و معصوم که هیچ کس ازش خاطره بدی در ذهن نداشت ، یهویی پر کشید و آسمونی شد ، چه برسه به مادر و پدری که تنها فرزند پسرشون رو از دست دادن و یا 3 تا خواهرش که تنها برادرشون رو از دست دادن02.gif

در هر حال خدا رحمتش کنه ... من که بدلیل حجم سنگین درسها توی دانشگاه و برادرم نیز به همین دلیل ، نتونستیم بریم تو مراسمش شرکت کنیم ( آخه مشهد زندگی میکنن ).

پدرم هم چون در سفر بود ، نتونست تو مراسم شرکت کنه و تنها نماینده خانواده ما ، مادرم شد که پیام تسلیت ما رو به اونها می رسوند.16.gif

خب ... این یه تیکه از حرفهام بود .... حالا همتون یه فاتحه برای این پسرک جوان بخونید تا هم از این حال و هوا دربیایید ، هم اینکه مطلب بعدی رو بتونید بهتر بخونید و دنبال کنید.

حالا همگی ... فاتحه مع الصوات25.gif

راستی حالا که فاتحه رو گفتم بفرستین ، یه چیز جالب یادم افتاد ... توی مشهد نزدیک 9 سال پیش که یکی دیگه از اقواممون فوت کرده بود ، توی مراسم ختمش توی مسجد ، مهمونها با قهوه ترک پذیرایی میشدند ، البته اونهایی که قهوه نمیخواستند هم با چایی پذیرایی میشدند ... اما ارجعیت با قهوه ترک بود ( یعنی اول به همه قهوه میدادن )

احتمالا رسوماتشون الان پیشرفته تر شده و به مراحل بالاتری دست پیدا کردند ... مثل : کافی شاپ و اینا .04.gif

استغفرالله .... فاتحتون رو بفرستین ..03.gif


خب ، همونطور که گفتم مادرم از طرف خانواده عازم مشهد شد و در نتیجه ممزی موند و حوضش.

و اینگونه بود که برای بار چندم ( تعدادش یادم نیست )04.gif ، یک زندگی کاملا مجردی رو با تمامی امکانات تجربه کردم 16.gif

برادرم هم همچنین ، ... اما از اونجایی که زمان بندی کلاسهای من خیلی خوبه ، اکثر اوقات رو تنها در خونه سپری میکردم و فرصتی شد برای شناخت خودم و مخصوصا شناخت شما 39.gif

حتما میگین چرا شما ؟؟07.gif

من که خودم رو خوب میشناسم ... اما راستش توی متن قبلی هیچ حرفی نزدم از اینکه تنها هستم و این حرفها 07.gif

یکی از دلایل نگفتنم این بود که میخواستم ببینم چند نفر از شما ممکنه بیاین و به من بگین که : " ممزی ، اون حرف نگفته ای که داشتی چی چی بود که نگفتی و خلاصه اینکه هیچ کدومتون اصلا به فکر من نبودین ".02.gif

دلیل دیگه نگفتن این قضیه ( تنها بودنم ) این بود که میترسیدم خدایی نکرده دامنم به گناه آلوده بشه و اینکه یه وقت عفت و پاک دامنی حودم رو لکه دار کنم .09.gif

اینم بگم که از ایدز و این حرفها هم دیگه اصلا نمیترسم ... چون داروی این بیماری توسط متخصصین داخل ساخته شده و هیچ جای ترسی نیست 04.gif... اما تنها دغدغه ای که گفتم ... قضیه گناه و آلوده شدن بدنم به شیطون بود و به قول قدیمی تر ها : ترس از رفتن شیطون توی جلد خودم بود که به هیچ کس نگفتم تنهام 01.gif

حالا همه اینها به کنار ... وضعیت خورد و خوراک توی این چند روزه بسیار دیدنی تر بود ... چرا که با وجود ذخیره آدوقه ای که مامانم از قبل برای من و داداشم تهیه دیده بود ، باز هم با بحران انرژی مواجه شدیم و غذا تو روزهای پایانی کم کم داشت به انتها میرسید40.gif

بنا بر این ، تو دو روز آخر که بحرانی ترین شرایط رو داشتم از این جهت که غذای گرم درست و حسابی ای نخورده بودم ... تصمیم گرفتم که به یک وبلاگ نویس مهربون زنگ بزنم و از اون کمک بخوام ...09.gif
اما در کمال ناباوری به من گفت که آشپزی و اینا اصلا بلد نیست ... در نتیجه گفت که نمیتونه بیاد خونه و به من تو تهیه غذا کمک کنه 29.gif.

حالا بیا و به طرف حالی کن که بابا ... هدف از این سئوال یه چیز دیگست ... اصلا آشپزی بهونه بوده ... 04.gif

خلاصه منظورم رو نمیگرفت که میخواستم یه جوری بهش بگم که : " بیا اینجا تا با همدیگه پلی استیشن بازی کنیم ...04.gif

آخه بطور طبیعی چون وقتی سر گرم بازی ( پلی استیشن ) میشی ... بصورت خودکار مغزت به تو فرمان گرسنگی صادر نمیکنه و در نتیجه گرسنه نمیشی " ...15.gif

البته این توجه نکردن به گرسنگی ، تو یه موقع دیگه هم کاربرد داره و اون هم موقع نشون دادن آلبوم عکسهای بچگی خودت به طرف مقابل میتونه باشه که احتمالا خیلی از شماها با این داستان و مثال نقض قدیمی آشنا هستید 22.gif

خدا وکیلی یه آدم مهربون و خوب پیدا نشد که بیاد و برای رضای خدا ، برای من ، کار خیر بکنه 23.gif

اونوقت بعدش همتون شعار میدین که میخواین به مردم مظلوم فلسطین و لبنان کمک کنید02.gif

آخه خدا رو خوش میاد ، که هموطن یا همشهریتون تو خونه تنها باشه و از لذت غذای گرم و آماده بمونه و عذاب بکشه ... و شما هیچ قدمی برای پرستاری و مراقبت از این گل پاک بر ندارین ؟31.gif

آخه چطوری دلتون میاد برای این گل معصوم و تنها ، قدم خیر بر ندارین و بخاطرش مشغول یک عمل خیر و خدا پسندانه نشین ؟04.gif
... تازه هم ثواب داره ... هم خدا از شما خوشش میاد ... هم دل بنده خدا رو راضی نگه داشتین و اون هم در اونصورت خیلی از شما و عمل شما خوشش میاد 08.gif05.gif.

بگذریم ... چون دیگه دیر شده و در حال حاضر که مینویسم ، از دو ساعت قبل ، اوضاع به حالت عادی برگشته و همه چیز مثل قبل شده ...41.gif

اما بیایید یاد بگیریم در مواقع حساس و دست نیافتنی به داد هم برسیم و جویای حال هم باشیم و هوای همدیگر رو داشته باشیم .

راستی گفتم کار خیر ... یادم نبود که هنوز هم برای کار خیر دیر نشده .

خدا خیلی دوستون داره که این برنامه رو برای شما بنده هاش گذاشته ، تا حداقل از عذاب وجدانی که الان خیلی هاتون بخاطر از دست دادن این فرصت طلایی دچارش شدین ، خلاص بشید .04.gif

ایندفعه میخوام دعوتتون کنم به یک کار خیر همگانی ... میخوام همگی با هم مشغول کار خیر بشیم .13.gif04.gif

نترسین ... اینکار هم مجوز قانونی داره هم اینکه چشم امید خیلی ها به ما دوخته شده 26.gif

... این برنامه هر سال برگزار میشه و در برنامه امسال توی این برنامه : مجله چلچراغ ، مجله فیلم و سینما و خیلی از وبلاگ نویسان عزیز هم غرفه دارن و تو غرفه هاشون از لواشک و آلوچه ، تا هر چیز خوردنی خوب و دوست داشتنیه میفروشن 15.gif

تجمع خیلی خوب و با شکوهیه ... چون همه میخوایم با هم مشغول کار خیر بشیم باشکوه ترش کرده ...21.gif

پس پیشنهاد میکنم حتما بیایید و فرصت رو از دست ندین ... چون از این فرصتها خیلی کم پیدا میشه .04.gif

خلاصه که قرارمون یادت نره ... دیر نکنی منتظرم .49.gif08.gif

من و یه سری از بر و بچ وبلاگنویس گل دیگه هم از ساعت 2 بعد از ظهر روز جمعه اونجاییم و خلاصه مشغولیم 09.gif... پس حتما منتظرتونم ... تا اونجا همه شما دوست جونها رو ببینم و به جمع ما بپیوندین.06.gif

برای دونستن جزئیات حرفهام ... حتما به اینجا و این وبلاگ سر بزنید .


قربون همتون ...06.gif

ایندفعه نمیخوام بگم : تا بعــــــد

میگم : تا جمعه ... 49.gif49.gif01.gif

ان شاءالله ...25.gif

/ 64 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهشيد

واه واه خدا به دور پسرا شوکرانم نيستن چه برسه عسل. راستی خوب مطالب جنجاليه ديگه واسه همين حوصله ندارم هی آدم از هم جدا کنم برا همين يه مدتی فيلتر شده .بعد ايشالا يکی پيدا ميشه يه چربی به سيبيل ما ميده يه زير ميزی ايی چيزی بازش ميکنيمممممممممممم

مهشيد

در ضمن ازين به بعد معذرت خواهي نبينما . شوخی دوستانه که معذرت نداره. در ضمن زود بيا اين آهنگ لاو استوری تو دو دستی تقديم کن راستی تو رو جون همونی که يه هفته لاو ترکوندی اينجا رو آپ کن مردم از بس اين پستو ديدم. شونصد هزار تا فاتحه خوندم عاقبت به خير شد بسشه ديگه

شهرام

در جواب مهدی همراهی بايد بگم که اينجا ايران است. سرزمين کاوه و آرش و اسفنديار. اينجا ايران است سرزمين اهورايی ميترا و زرتشت. سرزمين کوروش کبير که هنوز از شنيدن نام‌اش مو به تنمون سيخ ميشه. سرزمين داريوش. موطن رضا شاه کبير...نه سرزمين شخص ديگه....

رویا

سلام ... به روزم نمی خوای یه سر بزنی... راستی جمعه داریم می ریم پارک سرخه حصار ... با یه اکیپ 60 یا 70 نفری... اگه دوست د اشتی بیا... در ضمن نه محدودیت سنی داریم.. نه محدودیت جنسی... دختر و پسر ... هرکی رو دوست داری بیار..

ياسی

يه توصيه برای روزهايی که انرژيت کمه خوب بهتره بری دوگانه سوز کنی خودت رو تا اگه يه نوع سوختت تموم شد از اون يکی استفاده کنی (البته منظورم اين نيست که بری خونه خاله و از دست پخت اون ...)

ياسی

مثل اينکه آدرس قبلیم درست و حسابی تو وبم نمی رفت اين رو امتحان کن

نيلوفر

سلام محمد رضا جان.وبلاگ جالبيه.هنوز نخوندمش ...آف بشم ميخونم.من هم به روزم ...خوشحال ميشم بيای...

شيما.و.مانی.....شب مهتابي

سلام دوست عزیزم _________________________*love*__*love*_____*love*___*love* ______________________*love*______*love*_*love*_______*love* _____________________*love*__________*love*___________*love* _____________________*love*__________________________*love* ______________________*love*________________________*love* _______________________*love*____من به روزم...بیا....____ * love* _________________________*love*___________________*love* ___________________________*love*_______________*love* _____________________________*love*___________*love* _______________________________*love*_______*love* _________________________________*love*____love* ___________________________________*love*love بدو منتظرتیم شب مهتابی مارو تنها نذار

محمد مهدی روشن ضمير

سلام مطالبت عالی بود پسر کيف در وکردم قربون تو . محمد