همدم تنهايی هايم


سلام به همه دوست جونای خودم ... از پیش دبستانی تا پشت کنکوری و مقاطع دکترا و بالاترررر  ...04.gif

روز زن به همگی مبارک ... البته به شما نه ... شما که دختری و میگم ... هر وقت زن شدی این مطلب رو بیا بخون تا تبریکم بهت بچسبه ... راستی چرا روز دختر نداریم ما ؟؟؟ .... هــــا ؟؟؟ ... به نظر من این روز هم باید توی تقویم فارسی گنجیده بشه که به نظرم همون روز ولنتاین غربی ها بهترین روزه ... چون لا مصب ... اون روز ، هرجا که میری فقط کادوهای دخترونه پیدا میکنی و خبری از چیز میزای پسرونه نیست ... پس تصویب شد ... روز دختر همون روز ولنتاین باشه که همه دخترا معمولا خوشبحالشون میشه و غرق در کادو و این حرفا میشن04.gif

( حالا شما بیاین بگین روز پسر چه روزی باشه ... مثلا روز درختکاری به نظر من شبیه ترین قضیه ممکنه ست .21.gif  اما بی شوخی شما بگین چه روزی باشه بهتر تره و خوبتره ؟؟ 10.gif )


از تبریکات که بگذریم ، باید بگم که  امتحانات منم تموم شد و نمره های خوبی هم ان شاءالله خواهم گرفت ... فقط تونستم از نتیجه درس آخرم که تحویل پروژه بود تا حدی مطلع بشم که استادمون گفت حدود 90 اینطورا میشم ... اما از باقی دروس خبری در دست نیست 16.gif

حالا بریم ادامه مبحث تنهایی و این حرفها .... ایندفعه میخوام آزاد تر  و راحت تر از قبل بنویسم ... پس زیر 14 ساله ها و کلا گروه سنی الف این بخش ها رو نخونن بهتره 03.gif

راستی قبل از شروع ، این نکته رو هم داشته باشید که  پس از مدتها ... اینترنت پر سرعت به اتاق من راه پیدا کرد و خلاصه ما هم سرعت گرفتیم .... که خودش یه پست جدا برای توصیفش میطلبه که بعدا حتما مینویسم .

اما تنهایی من ...

اصلا چرا شماها باورتون نمیشه که من این مدت تنهای تنها بودم ... به جون خودم من پسر خوبیم ... دیگه تشریح نکنم که پسر خوب کدوم پسره 04.gif
( پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه .. دوما دوست دختر نداشته باشه .. سوما دوست دختر نداشته باشه .. چهارما دوست دختر نداشته باشه ..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل هاي پاك و خوشگل است )05.gif

حالا بیاین هی گیر بدین که تنهایی چیکار میکنی و اینا 14.gif

اینم عکسم ... میبینین چه تنهام 05.gif



Bed.JPG



تو این مدت بیشتر اوقات تو این سایت هایی که تفریحات سالم برای جوانها مهیا کردن میرفتم و  از کلیپ خفن و توپ موبایل .. تا نرم افزار و فیلم و دی وی دی و آهنگ و همه چیز رو خلاصه اینترنت رو ، دانلود میکردم 15.gif

این وسط یابو مسنجرم هم روشن بود و گاها با شما دوست جونا صحبت میکردم ... اما نمیدونم چی شد که یکی از این روزها ... شیطون رفت تو جلدم و حسابی از مغزم داشت یه سری افکار جلب میپاشید بیرون ... شیطونم که تو این مواقع با کله میاد وسط و خلاصه همه رقمه پایه میشه و قاط میزنی حسابی ... ( خدا وکیلی این مرام پایه بودنش رو هیچ کدومتون ندارین ... البته تو کارهای مثبت رو عرض میکنم )25.gif

 لذا تصمیم گرفتم با یکی از بازدید کننده های سایتم که همون موقع باهاش روبرو شده بودم ... تریپ تنهایی بیام و اینا ... که از قضا طرف هم خیلی شیطون بود و تو شیطنت خبره ( از نحوه چت کردنش فهمیدم ) و از طرفی هم ناشناس ... ناشناس از این جهت که طرف وبلاگ نداشت و فقط تو این مدت خواننده مطالبم بود ... سرتون رو درد نیارم ...

 بعد از چند دقیقه از مطرح شدن مسئله تنهایی من ، کارمون به تلفن هم کشید ... اونهم به این بهونه که انقدر ازش سوال کردم و از سیستمش سوال و جواب کردم تا نهایت به این نتیجه رسیدیم که هیچ کسی بجز من نمیتونه سیستم خرابش رو درست کنه و هیچ راهی نیست بجز اینکه خودش با سیستمش پاشه بیاد اینجا و یک راه دیگر هم اینه که من برم پیشش و اینا 09.gif


اما قربون خدا برم که انقدر دوستم داره ... چون نمیدونیم چی شد که خدا یه ترسی رو تو وجود من انداخت که نرم سراغ سیستم و سیستم بازی و اینا ... هم اون یهویی مغزش چی شد که کشیده شد سمت یکی از همکارانش که بده سیستم رو همونجا تو شرکت درست کنه 15.gif

و خلاصه قصه ما بسر رسید ... ممزی به سیستم نرسید 46.gif

چی چی و نرسید بابا ... قضیه  ادامه داره ...04.gif

میگفتم ... طرف سیستمش رو نیاورد پیش من که یه حالی به سیستمش بدم ... اما هی با سوالاتش میرفت رو مخم که : الان تنهایی ؟؟؟ ... چیکار میکنی تنهایی ... خب چرا تنهایی ... هی میگفت تنهایی و تنهایی ... هی مغز من درد میگرفت ... سیستمش هم که درست بود ... ولی هی از خودش این بغل پنجره چت عکس در میکرد و همش میرفت رو مخ و خلاصه مغز دردی شدیم که نگو 09.gif

اما بازم قربون خدا برم که بنده هاش رو هیچ وقت تنها نمیزاره ... آخه اون شب .. برادرم دیر تر از هر شب اومد خونه ( حدود 10 شب ) و یه راست رفت تو اتاقش در رو بست و خوابید ... منم که پای دانلود و این حرفها بودم ... بعد از یک ساعتی خواب به من غلبه کرد و خلاصه با یک بدن و مغز پر از انرژی و افکار  ترکیب شده از رومانتیک و شیطونی ... رفتم تو جام تا بخوابم 37.gif


اما انگار خدا نمیخواست من از فرط انرژی ... اونشب جان به جان آفرین تسلیم کنم ... چون اونوقت حسابی ناکام میمردم و این بمب انرژی همینجوری الکی میرفت زیر خاک 04.gif

ساعت 11 شب بود که فهمیدم دوست جونم بصورت اتفاقی برادرم رو دیده و دنبالش کرده و بی صدا از یک فرصت بی نظیر استفاده کرده و بعد از ورود برادرم به خونه ... اومده تو خونه و قایم شده ... چون بعد از اینکه چراغ اتاقم و خاموش کردم یهویی اومد سراغم و یه جوری غافلگیرم کرد که نتونم جیغ بزنم ... از طرفی هم خستگی و علاقه ش به چراغ خاموش بودن اتاقم ، همینجوری ما رو درگیر خودمون کرد و خلاصه جاتون خالی ، تو همون تاریکی زیر نور مهتاب به جون هم افتادیم   و به قصد کشت باهم دیگه تو سر و کله هم میزدیم و حالی کردیم که نگو 09.gif

انصافا دمش گرم که تا صبح که کنارم بود ، و از طرفی جیک نزد تا یه وقت برادرم بیدار بشه و بیاد و من و با اون تو اون وضعیت ببینه ... اما چشمتون روز بد نبینه که جو گرفتن اونشب من با این دوست جونم حاصلش این بود که : تمام تنم رو تیکه پاره کرد و حسابی رو تنم برام تا وقتی مامانم برگشت ایران یادگاری گذاشت ... چون خودم از اینکه این دوست جونم ، گاز گازم کنه بدم نمیاد ... آخه همش بهم میگه شیرینی که اینجوری میخوام بخخخخخخورمت ...09.gif

منم که از این حرفا خوشم میاد و عین خر تی تاپ میشم و خلاصه خیلی خوشم میاد  09.gif

بعدشم معمولا  زود خام میشم یا به قولی براش پخته بشم و آماده خوردن بشم 09.gif

جا داره که همینجا از این دوست جونم بخاطر همراهی من تو اون شب و در آوردن من از تنهایی ،  تشکر ویژه ای داشته باشم و شما دوستان شیرین تر از جانم رو هم بهش معرفی کنم ...

این دوست مهربون کسی نبود ... جز .... پشه جونم 13.gif04.gif21.gif


اما خودم خیلی حال کردم اونشب با این پشه هه ...  چون کلی انرژی من رو تخلیه کرد ... تو اون تاریکی ... چون از من کشتن بود و از اون خوردن 21.gif21.gif


پ.ن :

1-  منظور من از مهتابی که میگفتم بالاخره معلوم شد ... اما اصل قضیه و پیدایشش تو زندگیم و بعدا براتون میگم .

2-  دوستتون دارم قد یه پمپ بنزین 04.gif... روزتون هم مبارک 49.gif49.gif49.gif  
 

قربون همتون11.gif
تا بعد08.gif

/ 151 نظر / 214 بازدید
نمایش نظرات قبلی
pinKy

سلام ممنون دعوتمو قبول کردی ببخش اگه کم و کاستی بود شاد باشی

سارا

بدبخت بيچاره کوچولو هی گفتی تنهايی بده ولی خودت تنهاش کذاشتی محمدرضا خجالت از اون.......... استغفراللاه

جوجه

سلام به برو بچ....... ما تازه وارديم... آهای ممزی نخوای رو سيستم ما کار کنی... جون داداش سيستم ما درسته درسته.......... و اما در مورد تبريکاتتون... با کمال ميل تبريکات جناب عالی را پذيرا هستيم......... در مورد روز دختر هم بايد بگم که تولد حضرت معصومه (ع) روزه دختره.. تقريبا ۲ سالی هست که نامگذاری شده..... حالا شما بريد دنبال روزه خودتون... فکر کنم همون روزه درختکاری بهتر باشه... يا می خوايد اسمش رو می ذاريم روزه بته کاری...... اينم خوبه .. يکمی هم متفاوته هان؟؟؟؟ نظرتون چيه؟؟

خانم ثابتی

خوب نمردیم و بالاخره سلیقه ممزی را در انتخاب پارتنر فهمیدیم. حالا ممزی لطفا پشه اش مالاریا باشد که تو بتوانی صدایش کنی ماری جون. ضمنا ممزی گل پسر خوب مامانش ، من با روز درختکاری برای گرامیداشت مقام شامخ آقایونا مشکلی ندارم اما به شرطی که از فرداش دی اکسید کربن بگیرید و اکسیژن خالص پس بدید. زیر سایه تون که الا ماشاالله بشه پیک نیک رفت. ممزی حالا که تو درختی ، روز درختکاری برات سم می یارم تا خدای نکرده آفت گیلاسهاتو کرمو نکنه بچک.

پياده رو

چند تا عکس + یه برداشت مختصر گذاشتم خوشحال می شم نظر شما و بقیه رو بدونم راستی آیدیتو ندارم!!

مقداد

سلام سايت شما قبلا فيلتر شده بود. وقتی که با دات کام بود. من هيچوقت نمی‌تونستم بازش کنم. ولی الان خوندم. کلی از اون داستانهای محبوبترين نوشته ها تو خوندم از قضيه مادر بزرگ گرفته تا اون شانساتو آموزش زبان و هر روز هی ميام بقيشو می‌‌خونم. جدا وبلاگت بالای ۱۸ ساله خيلی ۲ لبه حرف می‌زنی. واقعا باحاله من که کلی می‌خندم. خودم جرات نمی‌کنم تو وبلاگم اينجوری بنويسم. ايشالا بقيه مطالبت رو هم می‌خونم. موفق باشی. اميدوارم که فيلتر نشه دوباره

نرگس

سیلام علیک... ایول خیلی باحال بود وبلاگتو گذاشتم جزو فیبوریتی هآ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ملسی کلی حال کردم بازم میام بای[لبخند]